تبليغاتX
سریالهای ایرانی

دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385

رييس صداوسيما از عوامل سريال «نرگس» تجليل كرد

ضرغامي: «نرگس» همانطور كه مردم مي خواستند تمام شد

مراسم تجليل و قدرداني از عوامل سريال «نرگس» با به پايان رسيدن اين مجموعه‌ي تلويزيوني صبح امروز ـ 27 شهريور ماه ـ در حوزه رياست صداوسيما برگزار شد.

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، در جمع عوامل سريال «نرگس» صندلي‌اي به ياد پوپك گلدره خالي گذاشته شده بود. بر روي اين صندلي عكسي از گلدره به همراه تاج گلي به چشم مي‌خورد.

در اين مراسم ايرج محمدي ـ يكي از تهيه‌كنندگان ـ توليد سريال «نرگس» را طاقت‌فرسا خواند و افزود: تصويربرداري دو هزار و780 سكانس در قالب 80 قسمت و در مدت زمان يك سال و نيم، نيروي مضاعف را طلب مي‌كند . توجه به دو پارامتر كيفيت و زمان، ما را براي انتخاب كارگردان با مشكل مواجه مي‌كرد و سرانجام سيروس مقدم به عنوان كارگردان سريال نرگس انتخاب شد.

تهيه كننده سريال «نرگس» با اشاره به گفته‌اي از سيروس مقدم كه براي ساخت اين مجموعه همه بايد كفش‌هاي آهنين بپوشند، يادآور شد: آماده كردن 100 لوكيشن و 10 لوكيشن ثابت و گرفتن 7 هزار پلان در چهارفصل سال، كار توليد را دشوار مي‌كرد. بنابراين گروه سازنده سريال نرگس هر روز از ساعت 8 صبح تا 8 شب كار مي‌كردند.

پيش توليد اين سريال دو ماه و نيم زمان مي‌طلبيد 20 بازيگر ثابت، 25 بازيگر نقش دو و تعداد زيادي هنرآموز براي ساخت سريال «نرگس» بايد انتخاب مي‌شدند و طراحي 7 دكور بايد انجام مي‌شد.

وي با اشاره به حادثه‌ي مرگ پوپك گلدره كه سه ماه پس از تصويربرداري سريال «نرگس» به وقوع پيوست، خاطرنشان كرد: با وقوع اين حادثه 2 راه بيشتر نداشتيم. يا سكانس‌هاي گلدره را مجددا تكرار كنيم و يا بازيگر ديگري را انتخاب كنيم كه در نهايت راه دوم با توافق همه انتخاب شد. اين ريسك در كار حرفه‌يي بسيار دشوار بود كه به خوبي انجام شد.

به گفته محمدي، تصويربرداري سريال نرگس بيش از 8 ماه و نيم به طول انجاميد و اين سريال موسيقي متفاوتي را طلب مي‌كرد، چرا كه اين موسيقي بايد برگرفته از ملودي ايراني بود.

وي ادامه داد: با آغاز پخش سريال «نرگس» زمزمه‌ي اين مجموعه در بين مردم پيچيد و چه خوب مردمي داريم. سريال نرگس با 85 درصد بيننده و 95 درصد رضايتمندي.

تهيه كننده‌ي سريال «نرگس» در بخشي از صحبت‌هاي خود از زحمات معاونت ارزيابي سازمان صدا و سيما، مدير گروه فيلم و سريال شبكه ي سه، مديريت شبكه‌ي سه و دكتر ميرباقري ( معاون سيما) تشكر كرد.

ايرج محمدي در پايان با اشاره به كاستي‌هاي سريال نرگس اذعان كرد: مي‌دانيم كه سريال نرگس بي كم و كاستي نبوده است. آقاي ضرغامي مبتكر نقد سريال‌هاي تلويزيوني بوده‌اند و به راستي نقد منصفانه‌ امري بسيار پسنديده و حرفه‌اي است از تمام منتقداني كه با نقدهاي سازنده ما را راهنمايي كردند ، تشكر مي‌كنيم.

به گزارش ايسنا، سيروس مقدم، كارگردان مجموعه تلويزيوني «نرگس» نيزگفت: اخلاق حرف اول تيمي را كه دور هم جمع شده بودند، مي‌زد. از همان ابتدا تلاش بر اين بود كه تيمي متمركز و پركار ساخت سريال «نرگس» را به انجام برسانند. در خلال ساخت اين سريال همه به يك ماراتن اخلاقي دعوت مي‌شدند. اصلي مهم كه باعث شد، تا روابط عاطفي و خانوادگي دوستان قوي‌تر شود.

سيروس مقدم تاكيد كرد: ارتباط صميمانه عوامل باعث شد تا نرگس را تصوير نكنيم، بلكه آن را زندگي كنيم.

ستاره‌ اسكندري، بازيگر نقش «نرگس» كه در اواسط اين مجموعه جايگزين پوپك گلدره شده بود نيز اظهار كرد: با بازي در اين سريال من آن چه را پوپك كاشته بود، برداشت كردم. از زحمات افشين سنگ چاپ هم كه مرا بسيار كمك كرد تا از خطي كه نرگس طي كرده بود دور نشوم بسيار سپاسگذارم.

پوراندخت ميهمن از ديگر بازيگراني بود كه در مراسم تجليل از عوامل سريال «نرگس» صحبت كرد.

وي درباره‌ي ايفاي نقش در سريال نرگس گفت: سال‌هاي بسياري است كه كار مي‌كنم و نقش مادر را بسيار بازي كرده‌ام، اما سريال نرگس تجربه‌اي متفاوت بود و باعث شد ارتباط خوبي با اين نقش برقرار كنم . هنوز بعد از گذشت چند ماه از رفتن پوپك گلدره، احساس غمگيني مي‌كنم، از خانم اسكندري هم متشكرم كه با بازي خوب خود باعث شد تماشاگر پس از سه ـ چهار جلسه مجددا با سريال ارتباط برقرار كند.

به گزارش ايسنا، در بخشي از اين مراسم، رحيم ‌خاني ، بازيگر نقش عموي نرگس، اظهار كرد: من به اندازه‌ي موهاي سفيدم در فيلم و سريال باز كرده‌ام، ولي با بازي در سريال نرگس عشق كردم. چرا كه اولا در اين سريال كلي فاميل پيدا كردم و ثانيا عاشق بازي در نقش‌هاي مثبت هستم.

حسن پورشيرازي، آخرين بازيگري بود كه چند جمله‌اي را بيان كرد. وي خطاب به عزت‌الله ضرغامي گفت: شما قبل از سريال نرگس در يكي از بخش‌هاي خبري از سريال «نرگس» به عنوان مجموعه‌اي ارزشي ياد كرديد. امروز خدا را شاكرم كه با اين جمع كار كرده و حفظ آبرو كرديم.

در پايان مراسم جوايزي از سوي رييس سازمان صدا و سيما و مدير شبكه سه به عوامل سريال «نرگس» و مديرگره فيلم و سريال شبكه سه اهدا شد.

به گزارش ايسنا، عزت‌الله ضرغامي، رييس صدا و سيما نيز با گرامي داشت ياد و خاطره‌ي مرحوم «پوك گلدره»، علت برگزاري اين جلسه را تقدير و تشكر از تمامي عوامل سريال «نرگس» دانست و خطاب به عوامل اين مجموعه‌ي تلويزيوني گفت: شما در طول اين مدت با كار گروهي منسجم، مجموعه‌اي خوب و روان، پرمخاطب و تاثيرگذار را خلق كرديد. از كساني كه بالاترين مسووليت را در اين مجموعه داشتند تا افرادي كه امروز در اين جلسه حاضر نيستند و اما قطعا بدون حضور آنان اين سريال به نتيجه نمي‌رسيد، همگي براي توليد مجموعه نرگس تلاش كردند.

وي از «نرگس» به عنوان مجموعه‌اي ارزشمند ياد كرد كه ثواب آن در كارنامه‌ي اعمال سازندگان آن ثبت و ذخيره آخرت آن‌ها مي‌شود.

عزت‌الله ضرغامي در ادامه خاطرنشان كرد: از آن جا كه «نرگس» سريال خوبي بود توانست با مخاطب بسياري ارتباط برقرار كند، وقتي كار خوبي ارايه مي‌شود اظهارنظرهايي را به همراه دارد كه نشان دهنده‌ي قوت كار است.

رييس سازمان صدا و سيما هم‌چنين از تمامي شخصيت‌هاي حقيقي، حقوقي و رسانه‌ها بابت مجموعه‌ي نقدها، و قضاوت‌هاي سازنده‌اي كه در خصوص سريال نرگس ارائه دادند، تشكر كرد.

وي با اشاره به عملكرد مديريت حاكم بر سريال «نرگس»، اظهار كرد، مديريت حاكم بر اين مجموعه مرتبا نقدها را بررسي كرده و سعي مي‌كرد تا حد توان در قسمت‌هاي بعدي آن‌ها را رعايت كند.

وي هم‌چنين قسمت‌هاي آخر مجموعه‌ي تلويزيوني نرگس را بسيار خوب و موفق دانست و افزود: قسمت‌هاي پاياني اين سريال از توجه دوستان به اظهارنظرهاي دلسوزانه نشان دارد.

عزت‌الله ضرغامي با بيان اين كه بسياري از بزرگان نظام مخاطبان سريال «نرگس» بوده‌اند، ادامه داد: در موقعيت‌هاي مختلفي كه قرار مي‌گرفتم بسياري از بزرگاني كه به نظر مي‌رسد وقت كمتري براي تماشاي تلويزيون داشته باشند درباره اين سريال صحبت مي‌كردند و كمتر كسي را حتي در بين خواص مي‌توان پيدا كرد كه مجموعه‌ي «نرگس» را نديده باشد.

وي خلق شخصيت‌هاي واقعي را مهمترين عامل موفقيت سريال «نرگس» برشمرد و افزود: مخاطب با تماشاي اين سريال با شخصيت‌ها همذات پنداري مي‌كرد، هدايت مي‌شود و از زندگي آنان درس مي‌گرفت. ما به ازاي واقعي اين شخصيت‌ها در بين مردم به وفور ديده مي‌شوند.

ضرغامي درباره‌ي پاياني كه براي سريال نرگس انتخاب شده بود، خاطرنشان كرد: براي پايان اين مجموعه هرگونه ورژني را حدس مي‌زدم، اما كار به خوبي تمام شد و همان گونه‌اي بود كه مردم مي‌خواستند. مجموعه‌ي «نرگس» نگاه سالمي را اقتضا مي‌كرد كه در پايان آن اتفاق افتاد.

رييس سازمان صدا و سيما با اشاره به تجربه‌ي نخستين تلويزيون در توليد ساختار سريال «نرگس» اين تجربه را بسيار موفق خواند و افزود: بايد ذائقه‌سازي كرد. برخي كشورها از جمله ژاپن در اين خصوص تجربه‌هاي بسياري دارند و حتي از طريق ساخت مجموعه‌هاي طولاني تلويزيوني فرهنگ‌سازي مي‌كنند.

اگر فضا براي ساخت يك داستان طولاني فراهم شود، مجموعه‌اي پرمخاطب و تاثيرگذار ارايه خواهد شد.

وي همچنين ابراز خرسندي كرد كه اولين تجربه‌ي ساخت مجموعه‌ي ملودرام طولاني مدت، در تلويزيون توسط گروهي حرفه‌يي انجام شده است.

عزت‌الله ضرغامي در پايان در خصوص لو رفتن پايان سريال نرگس، گفت: مردم ما از قديم به قصه علاقمند بودند و دوست دارند انتهاي داستان‌ها را حدس بزنند.

به گزارش ايسنا، پورمحمدي، مديرشبكه سه سيما، درباره‌ي توليد مجموعه‌ي تلويزيوني «نرگس» يادآور شد: ساخت اين مجموعه‌ي تلويزيوني سه سال به طول انجاميد زمان بسياري صرف فيلمنامه‌ي آن شد.

خوشبختانه نخستين تجربه تلويزيوني در زمينه‌ي ساخت سريال‌هاي ملادرام طولاني مورد توجه مخاطبان سختگير ما قرار گرفت. سريال نرگس در بين تمام مجموعه‌هاي تلويزيوني كه تعداد قسمت‌هاي آن‌ها بيش از 40 قسمت است، مقام اول را به دست آورد.

وي يادآور شد: سريال نرگس براي ساخت در قالب 82 قسمت 34 دقيقه‌يي تنظيم شده بود اما به علت تقارن با ماه مبارك رمضان و سال تحصيلي جديد مجبور شديم، زمان برخي قسمت‌ها را بيشتر كرده و در حدود70 قسمت اين مجموعه را به پايان برسانيم.

مدير شبكه سه سيما موفقيت «نرگس» را مرهون همكاري و همياري عوامل اين مجموعه و انجام كار خالصانه دانست و افزود: خداوند بزرگ را سپاسگزاريم كه باز هم اين توفيق را به ما داد كه بتوانيم به مردم و سازمان صدا و سيما خدمت كنيم.

حاشيه‌اي كوتاه:

* عزت‌الله ضرغامي به محض ورود به جلسه خطاب به حسن پورشيرازي گفت: «بهت گفتم اينقدر نرگس رو اذيت نكن!»

منبع: ایسنا

نوشته شده توسط s در 13:15 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیستم شهریور 1385

پوپک گلدره و ستاره اسکندری

بررسی مقایسه ای بازی پوپک گلدره و ستاره اسکندری در مجموعه "نرگس"

مجموعه تلویزیونی "نرگس" به کارگردانی سیروس مقدم به خاطر حضور دو بازیگر متفاوت در یک نقش دچار نوعی گسست شده و به نظر می‌رسد کارگردان در بازیگردانی و شکل‌دهی به شخصیت اصلی داستان چندان موثر عمل نکرده است.

به گزارش مهر، سازندگان مجموعه "نرگس" با مرگ ناگهانی بازیگر شخصیت اصلی داستان تمهیدی اندیشیدند تا به جای آنکه همه صحنه های گرفته شده تا آن زمان دور ریخته و پروژه تعطیل شود، ستاره اسکندری را به عنوان بازیگر جدید انتخاب و دعوت به کار و بازی بازیگر قبلی را تکمیل کنند.

در وهله نخست باید به این موضوع اشاره کرد که اسکندری با قبول این نقش دست به ریسک بزرگی زد. معمولا کمتر بازیگری حاضر می شود چنین کاری را انجام دهد. چون نخستین مشکلی که با آن مواجه خواهد شد درک کامل ویژگی های بازیگر قبلی و زاویه دیدی است که با آن به نقش نزدیک شده است. این مساله به اندازه ای اهمیت دارد که اگر بازیگر درک مناسبی از نوع حضور بازیگر قبلی پیدا نکند، بدون شک با مشکل پذیرش مخاطب مواجه می شود.

نکته دیگر اینکه سایر بازیگران "نرگس" به خصوصیات بازیگر قبلی عادت کرده و نوع نگاه و شیوه فعالیت او را پذیرفته اند. در حالی که با تغییر بازیگر باید خود را با خصوصیات بازیگر جدید همراه کنند، به نحوی که بیننده به راحتی و در آرامش این تغییر را بپذیرد و ذهنش آشفته نشود. در این میان فشار روانی بر بازیگر تازه وارد بسیار زیاد است و کار را برایش بسیار دشوار می سازد. زیرا از یک سو باید بر بازی خود نظارت داشته باشد تا تمامی ویژگی های نقش را بر اساس فعالیت بازیگر قبلی درک کند و از طرف دیگر باید بتواند خود را با سایر اعضا گروه هماهنگ سازد.

بنابراین باید توجه داشت که ستاره اسکندری کاری دشوار و در عین حال انسانی انجام داده و با نادیده گرفتن تبعات منفی پذیرفتن چنین نقشی کمک بزرگی به گروه تولید برای ادامه فعالیت کرده و مهمتر از آن امکان استفاده از بازی پوپک گلدره در نقش نرگس را امکانپذیر ساخته است. در این میان نقش و حضور کارگردان سریال در ایجاد هماهنگی و تعادل میان دو بازیگر اهمیت بسیار زیادی دارد.

کارگردان "نرگس" می توانست با یکدست کردن بازی ها و ایجاد تطابق لازم میان خصوصیات بازیگر جدید در بروز جنبه های مختلف شخصیت منطبق بر کار بازیگر قبلی، شرایطی را به وجود بیاورد که سطح بازی دو بازیگر در یک سطح نسبی قرار بگیرد و بیننده به راحتی او را بپذیرد که ظاهرا این موضوع در مورد "نرگس" محقق نشده است.

مرحوم گلدره بازیگری احساسی و غریزی بود و شخصیت ها را به گونه ای ایفا می کرد که بیش از انطباق بر ویژگی های تکنیکی بازیگری، بر اساس استنباط ها و احساس های شخصی از نقش پایه ریزی شده بود. همین مساله باعث شد نرگس با توجه به ماهیت نقش، شخصیتی درونگرا، مهربان، دلسوز و عاشق جلوه کند که نوع برخوردش با نسرین هر چند تا حدودی مداخله جویانه به نظر می رسید، اما این امر با توجه به نشانه های عشق عمیق نسبت به خواهرش تا حدودی قابل فهم بود، نکته ای که در بازی ستاره اسکندری تا حدودی متفاوت است.

اسکندری با توجه به سابقه خوب بازیگری به سطحی از حرفه ای گری رسیده که نقش را بر اساس تکنیک های مورد نظر خود اجرا می کند. به همین خاطر "نرگس" جدید به هیچ وجه شخصیتی درونگرا و عاشق ندارد، بلکه کاراکتری برونگرا و همیشه نگران است که به نظر می رسد بیش از آنکه به خاطر علاقه شدید به خواهرش در مسائل زندگی او دخالت کند، نوعی سلطه جویی و به دست گرفتن سرنوشت خود و خواهرش را نشان می دهد.

"نرگس" پوپک گلدره، شخصیتی مهربان و در عین حال خودساخته و برخوردار از عزت نفس داشت، در حالی که "نرگس" ستاره اسکندری به شدت میان ارائه شخصیتی محکم که مهربانی بخش غیرقابل تفکیک او محسوب می شود، سرگردان شده و این مساله به وضوح در نوع عملکرد این بازیگر در برابر شخصیت شوکت و حتی نسرین دیده می شود.

این مساله روی نقش نسرین هم تاثیر زیادی گذاشته است. نسرین ابتدا شخصیتی خودسر و لجباز بود که به شکل های مختلف سعی می کرد خود را به اثبات برساند. در حالی که اکنون این شخصیت تبدیل به فردی مفلوک و وامانده شده که کمترین تاثیر را بر سرنوشت خود دارد. البته تجربه اندک عاطفه نوری هم به این مساله دامن زده، چون بازیگران باتجربه ای چون حسن پورشیرازی و مهرانه مهین ترابی به خوبی با این تغییر کنار آمده اند و تغییر چندان محسوسی در شخصیت آنها به چشم نمی خورد.

در مجموعه "نرگس" افشین سنگ چاپ به عنوان بازیگردان حضور دارد که با توجه به حضور این عنصر در پروژه، وظیفه اصلی راهنمایی و ایجاد هماهنگی میان بازیگران به عهده وی است. اما ظاهرا تاثیر فعالیت او بر بازیگران چندان چشمگیر نیست.
منبع: سینماگران

نوشته شده توسط s در 13:50 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385

گالری عکس آپدیت شد!

سلام دوستان عزیزم

قسمت گالری عکس به وبلاگ اضافه شد!

فعلا عکسهایی از سریال نرگس رو در قسمت گالری عکس قرار دادم.

برای تماشای این عکسها به قسمت گالری عکس زیر پیوندهای روزانه مراجعه کنید.

به زودی هم قسمت جدید دیگری به وبلاگ اضافه خواهد شد که در آن قسمتهایی از سریالهای تلویزیونی قرار داده می شود. اگر شما هم خواستید در این زمینه با من همکاری کنید بسیار خوشحال می شم.

با تشکر

نوشته شده توسط s در 20:53 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهاردهم شهریور 1385

اخبار و پشت صحنه مجموعه تلویزیونی «یك مشت پر عقاب»

اخبار هنری

 

عوامل سازنده «نرگس» در برابر خبرنگاران

images/20060905/narges.jpg
 

عصر ديروز نشست مطبوعاتي نقد و بررسي سريال نرگس در حالي برگزار شد که چند قسمت اين سريال باقي مانده است و هنوز گمانه زني هاي زيادي درباره فرجام آدمهاي قصه انجام مي شود.
در اين نشست که با حضور عوامل سازنده سريال و خبرنگاران روزنامه ها و خبرگزاري هاي مختلف انجام شد ، سيروس مقدم در پاسخ به استرسي که در آثارش وجود دارد ، گفت : اساسا يک کار نمايشي براي اين ساخته مي شود که قصه اش با مخاطب ارتباط برقرار کند. خودم از آدمهايي هستم که با قصه اي که جذاب نباشد ، ارتباط برقرار نمي کنم. طبيعتا وقتي صحبت از قصه مي شود منظور واقعياتي است که ما از زندگي روزانه ، آنها را گرفته ايم.
نرگس سريالي است که براساس يک خط قصه نوشته شده است و به اين منظور مي بايست از گره ها و کشمکش هاي لازم استفاده کند. اگر استرسي در کار وجود دارد پيش از همه آن استرس در متن کار گنجانده شده است.
مقدم درباره اشتباهاتي که در سريال ديده مي شود ، گفت : هيچ اثر هنري اي نيست که بي عيب و نقص باشد. ما مي بينيم که يک رمان در چاپ دوم با تجديدنظر چاپ شده است ، در واقع اشتباهات قبلي رفع شده است. اگر قرار باشد اين سريال را 5 سال بعد بسازم طبيعتا با تجربه بيشتري آن را خواهم ساخت. ما در زمان ساخت اين سريال در واقع ماراتن تصويربرداري داشتيم و در مجموع چيزي حدود 60 تا 70 هزار نما گرفته شده که وجود اشتباه در برخي نماها هم طبيعي است.
ايرج محمدي ، تهيه کننده اين سريال هم در پاسخ به خبرنگاري که گفت به شخصيت پدر در اين سريال توهين شده ، گفت : ما اول خواستيم قصه اي را تعريف کنيم و اصلا قصد نداشتيم پدر را در خانواده و جامعه له کنيم. ما فقط يک خانواده را تصوير کرديم که در آن بگومگوهايي مطرح مي شود و اين بگومگوها ممکن است به يک بحران برسد. مهرانه مهين ترابي بازيگر اين سريال نيز در پاسخ به همين خبرنگار گفت : سريال نرگس يک کار نمايشي است. يک کار نمايشي قرار نيست بنيان يک خانواده را درست يا خراب کند. مخاطب يک اثر نمايشي از اتفاقاتي که مي افتد درس مي گيرد و فکر مي کند اگر به جاي آن شخصيت ها بود چه کارهايي انجام مي داد تا دچار مخمصه نشود. وظيفه ما اين است که واقعيت هاي جامعه را نشان دهيم نه اين که آرمان هاي خود را در آن نشان دهيم.


محمدرضا تخشيد ، مدير گروه فيلم و سريال شبکه 3 هم در پاسخ به خبرنگار جام جم که پرسيد فکر نمي کنيد اگر سريال نرگس در قسمتهاي کمتري ساخته مي شد ، موفق تر بود گفت : تجربه ساخت آثار 90 شبي را در گونه هاي ديگر داشتيم. طبيعي است که در اين مدت بعضي از مخاطبان با يکسري از شخصيت ها احساس نزديکي کنند و بعضي از مخاطبان هم با يکسري از شخصيت هاي ديگر. اما درباره طولاني شدن سريال بايد بگويم که قسمتي وجود ندارد که در آن اطلاعات به مخاطب داده نشود يا سريال پيشرفت داستاني نداشته باشد بنابراين فکر مي کنم حرکت داستان درست است اما اين نکته هم درست است که وقتي تعليق بيش از حد باشد مردم علاقه مند هستند هر چه زودتر بفهمند پايان ماجرا چه مي شود.
در اين نشست مهران مهام (تهيه کننده) حسن پورشيرازي ، مهدي سلوکي ، اميد زندگاني ، عاطفه نوري ، ستاره اسکندري نيز حضور داشتند.

-------------------------------------------------------------------------

مرضیه برومند با «کتابفروشي هدهد» به شبکه 3 مي آيد

images/20060905/book.jpg
 

همه ما مرضيه برومند را با آثاري چون مدرسه موشها ، زي زي گولو ، هتل ، ورثه آقاي نيکبخت و کارآگاه شمسي و مادام مي شناسيم. او اين روزها در حال کارگرداني يک سريال تازه است.
سريال جديد مرضيه برومند «کتابفروشي هدهد» نام دارد و چنان که از اسمش پيداست تم اصلي آن درباره کتاب است.
به گفته برومند سعي شده در اين سريال علاوه بر اين که به مفاهيم عميق پرداخته شود ، رويه ظاهري آن هم جذاب و مفرح باشد. برومند تصريح کرد: پيام اصلي سريال ما اين است که به کتاب به عنوان کالايي که مختص آدمهاي خاص ، تحصيلکرده و روشنفکر است ، نگاه نکنيم. کتاب مي تواند در زندگي آدمهاي عادي هم نقش تعيين کننده اي داشته باشد. کتابفروشي هدهد داستان پسر جواني به نام کيوان کتابچي است که پدرش يعني قديمي ترين کتابفروش محل فوت مي کند. خواهر او کتايون کتابچي و شوهرش منصور کريمي تصميم مي گيرند. سهم الارث کيوان را از او بخرند و محل کتابفروشي را به يک رستوران «فست فود» تبديل کنند. کيوان کتابچي به رغم ميلش چون پولي براي خريد سهم خواهرش ندارد - مجبور مي شود سهمش را بفروشد. در ادامه ، او با يک راننده اتوبوس آشنا مي شود و اين فکر به ذهنش مي رسد که يک کتابفروشي سيار تاسيس کند و... اميرحسين صديق ، راضيه برومند ، علي اوسيوند ، محمود بصيري ، افسانه چهره آزاد ، کاوه کاويان ، سحر دولتشاهي ، حسن احمدي مقدم ، دلارام مستوفي ، سميع عطايي و فرهاد آئيش بازيگراني هستند که در اين سريال به ايفاي نقش مي پردازند. علاوه بر اين بازيگران مريم سعادت ، رضا عطاران ، بهرام شاه محمدلو ، بهاره رهنما، شاهرخ فروتنيان ، رامين ناصرنصير ، نيره فراهاني ، گلاره عباسي ، ليدا عباسي ، سپيده صيفوري و... بازيگراني هستند که به عنوان ميهمان هنرنمايي مي کنند. همچنين کاوه شاه محمدلو (تصويربردار) ، نغمه ثميني (نويسنده فيلمنامه) ، ساسان نخعي (صدابردار) ، اصلان مرتضايي (مدير توليد) ، فرشاد ارج (برنامه ريز) ، مهين نويدي (طراح گريم) ، رعنا اميني (طراح لباس) ، مهيار مجيب و علي عطار (دستياران کارگردان) عذرا پورمند (منشي صحنه) در اين طرح همکاري مي کنند. «کتابفروشي هدهد» در 13 قسمت 45 دقيقه اي و به تهيه کنندگي مهران مهام و ايرج محمدي به سفارش گروه فيلم و سريال شبکه 3 آماده مي شود.

---------------------------------------------------------------------

رضا عطاران و مجيد صالحي در «جزيره آرزوها»

images/20060905/reza.jpg
 

رضا عطاران و مجيد صالحي چهره هاي شناخته شده اي در عرصه طنز تلويزيوني هستند که در سالهاي گذشته آثار متنوعي از آنها ديده ايم.
امسال اين دو بازيگر و کارگردان قرار است يک سريال طنز را به کمک هم کارگرداني کنند که جزيره آرزوها نام دارد. به گفته محسن نصرپور، مديرکل صدا و سيماي مرکز کيش اين سريال تلويزيوني در قالب طنز اجتماعي و در 15 قسمت 45 دقيقه اي به سفارش شبکه يک سيما و توسط صدا و سيماي مرکز کيش توليد و در نوروز 1386 از شبکه يک پخش خواهد شد. نصرپور تصريح کرد: با برنامه ريزي هاي انجام شده ، کليد شروع فيلم از اول مهر ماه زده مي شود و مراحل تصويربرداري و تدوين آن نيز همزمان خواهد بود. جزيره آرزوها ، داستان زوج جواني به نام سعيده و اسکندر است که به رغم مخالفت پدر سعيده ازدواج کرده اند. اين زوج در موقعيتي قرار گرفته اند که مجبور مي شوند براي اثبات توانايي خود در اداره زندگي مستقل ، به جزيره کيش سفر کنند ، در آنجا با 2 جوان به نامهاي ياشار و کامبيز آشنا مي شوند که اين آشنايي براي آنها ماجراهايي را به وجود مي آورد. در اين سريال محسن صمدپور (تهيه کننده) ، محمد شيروانيان و بهرام قوي بنيه (ناظران کيفي) ، حسين عالي نژاد (طراح صحنه) ، آرزو لطفي (مجري طرح) و اميرعباس پيام (نويسنده) همکاري خواهند کرد. تاکنون انتخاب نهايي بازيگران صورت نگرفته است.

---------------------------------------------------------------------


روزهای آخر «كلاه پهلوی» در كاخ سعدآباد


 
فیلمبرداری لوكیشن های مجموعه تلویزیونی «كلاه پهلوی» در كاخ سعدآباد تا چند روز دیگر به اتمام می رسد.
به گزارش خبرنگار فارس به این مجموعه تلویزیونی كه فیلمبرداری آن پانزدهم مردادماه آغاز شد بازیگران دیگری از جمله «داریوش كاردان»، «داریوش فرهنگ»، «كاظم افرندنیا» و «شقایق فراهانی» نیز اضافه شدند. بنابراین گزارش این مجموعه تلویزیونی كه به كارگردانی «سید ضیاء الدین دری» ساخته می شود به بخشی از تاریخ معاصر ایران و مسئله كشف حجاب در زمان رضاخان پهلوی می پردازد. «كلاه پهلوی» در ۳۰ قسمت۵۰ دقیقه ای برای گروه فیلم و سریال شبكه اول ساخته می شود.
----------------------------------------------------------------------

پسیانی و فقیه درگیر «آخرین گناه» شدند


آتیلا پسیانی و مهدی فقیه به عنوان بازیگران جدید مجموعه تلویزیونی «آخرین گناه» به كارگردانی حسین سهیلی زاده به گروه تولید این اثر پیوستند.
مهران رسام درباره ادامه روند تولید «آخرین گناه» به خبرنگار مهر گفت: «تاكنون حدود ۶۰ درصد از مرحله تصویربرداری به اتمام رسیده و همزمان حمید عابدی مشغول تدوین مجموعه است. البته مرحله تصویربرداری تا نیمه ماه مبارك رمضان و همزمان با پخش ادامه پیدا می كند. در حال حاضر ۱۵ قسمت از مجموعه تدوین شده و همزمان آریا عظیمی نژاد موسیقی را می سازد.»

----------------------------------------------------------------------

با رضا كیانیان و فریبا كامران در پشت صحنه مجموعه تلویزیونی
«یك مشت پر عقاب»
                                            زلال مثل آب
 
هما گویا
218631.jpg
یك بار دیگر خیابان بهار شمالی و مجموعه یك مشت پر عقاب. در حیاط خانه یك مرسدس ۲۸۰ نقره ای خودنمایی می كرد. به رغم اینكه نزدیك به سی سال از عمرش می گذشت هنوز هم سالار بود. قرار است كیانیان برای بازی در آخرین سكانس نقش خود پشت رل همین ماشین بنشیند و چه این دو به هم می آمدند یكی در خودروها سرآمد و دیگری در بازی.
كیانیان گرچه سعی می كرد نشان دهد نسبت به مصاحبه و مصاحبه گر بی تفاوت است اما مشخص بود برای این گفت وگو دل می سوزاند.

به نظر می رسد طولانی شدن این پروژه عوامل را خسته كرده است. شما در گذشته هم با اصغر هاشمی تجربه سریال «آپارتمان» را داشتید. آیا مراحل تولید آن هم به اندازه «یك مشت پر عقاب» طولانی و خسته كننده بود
فكر نمی كنم، اصلا دلیل اصلی حضور من در این مجموعه تجربه ای بود كه با اصغر هاشمی، فرهاد توحیدی و خوش رزم در «آپارتمان» داشتم. البته طولانی شدن یك كار را نمی توان صرفا به گردن كارگردان انداخت این مربوط به یك مجموعه عوامل می شود و از آنجا كه من دخالتی در آن ندارم بالطبع علت آن را نیز بهتر است از من نپرسید اما این وجه هست كه زمانی كه از یك كارگردان سینمایی در یك كار تلویزیونی استفاده می شود قاعدتا باید وقت بیشتری را در نظر بگیرند.
اصغر هاشمی تاكنون دو بار تجربه سریال سازی داشته است آیا در این كار وسواس بیشتری دارد
فكر می كنم عوامل زیادی دخیل بوده.
مثل مسائل مالی
اینكه سیمافیلم قسط ها را به موقع پرداخت كرده و یا نه نمی دانم. با من در این كار هیچ بدقولی ای نشده است. چون من با آقای خوش رزم طرف بودم و ایشان یك تهیه كننده خوش نام و خوش حساب هستند.
معمولا بازیگرانی نظیر شما كه جایگاه خاصی در این حرفه دارند به سختی حاضر می شوند در كارهای تلویزیونی حضور داشته باشند. تا چند سال پیش كلا این اتفاق كمتر می افتاد اما امثال «كمال تبریزی»، «ابراهیم حاتمی كیا» و یا كیانوش عیاری این سنت را شكستند و ثابت كردند كه در كارهای تلویزیونی هم می توان كار خوب ساخت. این كارگردانان، بازیگران مطرح را نیز دوباره با تلویزیون پیوند دادند.
اولا من در مورد كار در تلویزیون آدم سخت گیری نیستم و تقریبا هر سال یك كار تلویزیونی داشتم. سال گذشته بچه های خیابان همایون اسعدیان، سال قبل از آن دوران سركشی كمال تبریزی و قبلا هم كیف انگلیسی دری. البته نقش های من كوتاه بودند چرا كه این طور می خواستم. امسال هم كار من این سریال است. عزت الله ضرغامی به عنوان رئیس تلویزیون به حضور بازیگران معتبر در تلویزیون اهمیت می دهد.
حضور شما در دوران سركشی و یا بچه های خیابان با همان توانمندیتان در عرصه سینما بوده و این را باید در نظر داشت كه مخاطب از رضا كیانیان حضور نمی خواهد بلكه درخشش می خواهد. آیا حضور شما در یك مشت پر عقاب هم به همان اندازه درخشان خواهد بود
قرار نیست دو تا كار با هم مقایسه شوند.
من دو تا كار را با هم مقایسه نمی كنم بلكه می خواهم دو تا كاراكتر را با هم مقایسه كنم. منظورم این است كه آیا این نقش هم می تواند مثل كارهای قبلی انتظاری را كه مخاطب از شما دارد برآورده كند
نظر من این است كه اگر یك بازیگر بخواهد توقع مردم را برآورده كند به كارش لطمه می زند. در حقیقت من كار خودم را انجام می دهم و در این فكر نیستم كه این كار مورد پسند مردم قرار می گیرد یا نه. نه اینكه به مردم توجه نداشته باشم و یا بخواهم به توجه آنها بی اعتنایی كنم، بلكه عقیده دارم یك بازیگر باید خوب بازی كند، كم فروش نباشد و همه قواعد را رعایت كند. حالا ممكن است كار خوب و یا بد از آب دربیاید.
حالا به نظر شما یك مشت پر عقاب مجموعه خوبی است
اگر یك كار از نظر من خوب نباشد در آن بازی نخواهم كرد. موردی را هم كه باید به آن اشاره كنم این است كه من نه آدم پرتوقعی هستم و نه دوست دارم تماشاگر از من توقع زیادی داشته باشد. من سعی خودم را می كنم. در این كار هم همین طور بوده و امیدوارم كه كار خوبی باشد.
ارتباط شما با مطبوعات چطور است
از این سئوال شما تعجب می كنم، یعنی تا به حال مطالب من را در نشریات ندیدید
یقینا دیده ام اگر هم مایل باشید چند نمونه از آنها را بیاورم، اما پاسخ شما را برای خوانندگان می خواستم.
من خودم یك پا مطبوعاتی هستم.
من به شخصه كاراكتر شما را با آل پاچینو مقایسه می كنم. یكی از ویژگی هایی هم كه در هر دو شما هست این است كه هر دو در سومین دهه زندگی وارد این عرصه شدید. منظورم به طور حرفه ای است آیا تا به حال شده به این فكر كنید كه می توانستید زودتر از اینها شروع كرده باشید
معمولا اتفاق می افتد كه من را با دیگری مقایسه می كنند، اما فكر می كنم وقتی بازیگر با بازیگری در آن سوی آب مقایسه می شود در واقع توانایی های آن فرد نادیده گرفته می شود. حتی در فوتبال هم همین طور است. وقتی می خواهند از یك بازیكن تعریف كنند می گویند این رونالدوی ایران است. به این ترتیب ما ویژگی های آن بازیگر و یا بازیكن وطنی را نمی فهمیم، من ترجیح می دهم اگر گفته می شود بازیگر خوبی هستم، دلیل آن مطرح شود نه اینكه با فرد دیگری مقایسه شوم. زمانی كه دلیل توانایی من به عنوان یك بازیگر مطرح و عنوان شود می توانم بازی خودم را تحلیل كنم. در مورد من و آل پاچینو او خیلی بازی ها داشته كه من نداشتم و از طرفی هم من خیلی بازی ها داشتم كه او نداشته پس مقایسه من با آل پاچینو موجب می شود ابعاد و گستره بازی من ناشناخته بماند.
وقتی كه می خواهیم از زلالی چیزی تعریف كنیم، می گوییم «زلال مثل آب» دلیل بر این است كه فكر می كنیم زلالی آب برای همه روشن است. در حقیقت دنبال یك مقیاس می گردیم تا قیاس كنیم.
وقتی می گوییم زلال مثل آب در حقیقت داریم شعر می گوییم و از آنجا كه ما ملت شاعرمسلكی هستیم همیشه در حال شعر گفتن هستیم اما بعضی از چیزها علم است كه نمی توان آن را با شعر تعریف كرد. به همین خاطر است كه ما در كشورمان پژوهش نداریم و به جای هر پژوهشی شعر می گوییم. در مورد اینكه من كارم را دیر شروع كردم و یا می توانستم زودتر شروع كنم باید بگویم من فكر می كنم هر چه كه هست درست است نه هر چه باید می بود. وقتی ما فكر كنیم اگر فلان موقعیت پیش می آمد ما طور دیگری می شدیم در حقیقت می خواهیم ضعف هایمان را پنهان كنیم. نباید فكر كرد كه چه زمانی را از دست داده ایم. مهم زمانی است كه پیش رو داریم و مهم تر زمانی است كه در آن قرار داریم.
در مورد داستان یك مشت پر عقاب كه شما نقش داماد خانواده را دارید توضیح خاصی ندارید
توضیحات قبلا داده شده اما اگر توضیح بیشتری می خواهید باید با آقای توحیدی صحبت كنید چرا كه هر بازیگری از زاویه نقش خود به داستان نگاه می كند و اگر بخواهد از همان زاویه داستان را روایت كند باعث سردرگمی می شود، مثل فیلم كوروساوا كه یك اتفاق از سه زاویه نشان داده می شود و ما نمی دانیم كه كدام دید درست است.

طی صحبت هایی كه با عوامل یك مشت پر عقاب داشتم به «فریبا كامران» به عنوان بازیگری توانا اشاره شد. نام ایشان را به خاطر نداشتم اما با دیدن چهره او به یاد آوردم كه در «فرش باد» كمال تبریزی نقش همسر رضا كیانیان را بازی می كرد و این نقش چقدر به دل همه نشسته بود. ذهنم دورتر رفت و به «پهلوانان نمی میرند» رسید. در آن سریال هم گرچه نقش پررنگی نداشت عروس خانواده اما به یاد مانده بود. چند كلامی هم با فریبا كامران گفت وگو كردم
در مورد فریبا كامران كه نقش همسر شما را در این مجموعه بازی می كنند، بگویید.
خود من یكی از كسانی بودم كه به ایشان اصرار داشتم تا این نقش را بپذیرد. فریبا كامران را در فیلم «از كنار هم می گذریم» دیده بودم و از آنجا كه انتخاب بازیگر در فیلم «فرش باد» به عهده من بود به رغم اینكه این نقش با نقش قبلی ایشان در «از كنار هم می گذریم» ۱۸۰ درجه متفاوت بود اما مورد نظر من قرار گرفت و كمال تبریزی هم پذیرفت. در مورد سریال یك مشت پر عقاب هم قبل از اینكه من وارد این پروژه شوم، این نقش به ایشان پیشنهاد شده بود كه نپذیرفته بودند اما همانطور كه قبلا هم اشاره كردم به اصرار من قبول كردند.
خانم كامران شما از بازیگران كم كار اما گزیده كار هستید. می خواهیم بیشتر با شما و همچنین نقشتان در این مجموعه آشنا شویم.
حدود ۲۰ سال است كه كار می كنم. تعداد زیادی كار تئاتر و چند كار سینمایی داشتم و این دومین سریالی است كه كار می كنم. سریال قبلی من مجموعه «پهلوانان نمی میرند» بود.
در مجموعه پهلوانان نمی میرند نقش عروس خانواده، خانم عبدالرضا اكبری را داشتید
بله، فكر نمی كنم شما به خاطر داشته باشید.
من معمولا بازی های خوب را هرچند كوتاه و یا كم رنگ به خاطر می سپارم همانطور كه بازی های بد را فراموش می كنم.
من در سال ۷۱ یك فیلم سینمایی بازی كردم. بعد از یك وقفه طولانی كه البته با تئاتر پر می شد و شروع جدی كار من با «از كنار هم می گذریم» ساخته ایرج كریمی بود. بعد در «فرش باد» حضور داشتم و همچنین در «چند تار مو» و «باغ های كندلوس».
«چند تار مو» اكران خیلی كوتاهی داشت. اینطور نیست
بله، فقط دو هفته اكران شد آن هم در گروه سینمایی «آسمان باز».
دلیل اینكه اول نمی خواستید در این مجموعه بازی كنید چه بود
اول كه متن را خواندم به نظرم شعاری آمد و فكر كردم مثلا جاهایی سانتی مانتال شده بود. فكر كردم شاید مثل خیلی از سریال های دیگر از آب دربیاید اما با صحبت هایی كه با آقای هاشمی داشتم و تغییراتی كه قرار شد در نقش ماهرخ به وجود بیاید. و از طرفی با نظر به اینكه با گروه خوبی كار خواهم كرد كه شاید این اتفاق كمتر پیش بیاید، پذیرفتم.
خود من هم اول كه با موضوع این مجموعه آشنا شدم فكر كردم ممكن است یك كار تكراری و به قول شما شعاری باشد، حتی پرسیدم كه آیا این یك مجموعه مناسبتی است اما اینطور كه شنیدم به این شكل نیست.
بله. چند راشی كه من دیدم قاب بندی ها، بازی ها، كارگردانی و داستان، فكر می كنم در مقایسه با كارهای هم ردیفش كار بهتری شده باشد.
فرهاد توحیدی و اصغر هاشمی اجازه می دهند تا در مورد تغییر فیلمنامه و یا گاها تعدیل آن اظهارنظر داشته باشید
بله، گاه اتفاق می افتد كه در موارد خاص با هم تصمیم می گیریم. آقای هاشمی به نگاه بازیگر و روش كار او خیلی توجه دارند.
رضا كیانیان، فریبا كامران و حنانه شهشهانی برای برداشت یك سكانس آماده می شدند.
كیانیان با كت و شلوار پشمی و كراوات، كامران و شهشهانی با آن پالتوهای كلفت و خزدار در بنز نقره ای محبوس شده بودند. دستیار مهین نویدی مرتب به صورت خانم ها پودر می زد، كولرها برای عدم اختلال در صدابرداری خاموش شده بود و من كه به رغم پوشش تابستانی از گرما هلاك شده بودم با خود فكر می كردم، عجب كار پردردسری است پردردسرتر از پیاده كردن یك گفت وگو و بالاخره این سكانس برداشته شد سكانسی كه متن آن چنین بود:
ماهرخ فریبا كامران: اینو نگاه كن... توروخدا... ببین چه بامزه است.
بهناز حنانه شهشهانی: حیف شد كه نبودید.
ماهرخ: عجب لباس محشری، نگاه كن.
خلعتبری: بابا انصاف بده می خوای دختره رو نیومده به كشتن بدم باید جلومو نگاه كنم یا نه
بهناز: به ماهرخ خیلی دلم می خواست شما هم تو اون مراسم بودید.
ماهرخ: چطور می تونستیم باشیم عزیزم. درست خورده بود وسط مراسم خاله مهشید.
بهناز: مامان اختر خوبه
خلعتبری ضا كیانیان: هه یه جوری با قضیه كنار اومده ان. تو هم باید حواست باشه اومدنت یه دوره تازه عزاداری راه نندازه. می دونی كه این جا همه مستعدش هستن. خیلی خانوم، خیلی تودار، سعی كن بیشتر از خودت حرف بزنی، حتما پدربزرگت می خواد بدونه چه رشته ای می خوای انتخاب كنی، كدوم دانشگاه بری، چی دوست داری. تو هم برو تو همین مایه ها...
بهناز: واخ بابا اگه بدونی موقع اومدن چه فیلمی دیدم: wow
خلعتبری: دوباره شروع نكن. محاله من به تو اجازه بدم بری سینما بخونی.
منبع: شرق

 

نوشته شده توسط s در 22:46 |  لینک ثابت   • 





Powered by WebGozar



ترجمه قالب
رضا امین زاده
 
Powered By
BLOGFA.COM