دوشنبه سی و یکم مرداد 1384
|
كمپلكسى كه بار ها و بار ها چه در سيما و چه در سينما تكرار شده و تا حدودى هم جواب گرفته.
آپارتمان، آپارتمان شماره ،۱۳ همسايه ها و تريلوژى زير آسمان شهر آمدند و گذشته از آنكه چهره هايى را بر اسب شهرت نشاندند، در دل مردم نيز يادگارى نوشتند و رفتند. اين بار هم در شبى از شب ها باز هم يك آپارتمان است و همسايه هايى كه هر كدام ساز خودشان را مى زنند و اگر مجتمع هاى قبلى وسط شهر قرار داشتند و ميان هياهوى تهران شلوغ و دود گرفته اين يكى پرت و دورافتاده است و هر كدام از واحد هايش هم با هزار دردسر و قرض و قوله براى صاحبانش به دست آمده. صاحبانى كه همگى هشت شان در گرو نه شان است و با مشكلاتى دست و پنجه نرم مى كنند كه ما هم تقريباً هر روز با بخشى از آنها دست به گريبانيم و اين يعنى وجود يكى از فاكتور هاى مهم كه به قصه و پرسوناژ ها جان مى دهد و آنان را به دل مخاطب مى نشاند. نكته اى كه جاى خاليش در سريال هاى چند سال اخير باعث ايجاد شكافى عميق ميان مخاطبان و اكثر مجموعه هاى تلويزيونى ما شده. در شبى از شب ها داستانى منسجم و شخصيت پردازى هاى ملموس، قلم تواناى فلورا سام و رضا كريمى را به رخ مى كشد. پرداختن به لايه هاى مختلف اجتماعى و مشكلات و موانعى كه سد راه زندگى روزمره شان مى شود و هر روز از كنار ما مى روند و مى آيند. سوژه هاى قسمت هاى مختلف اين مجموعه نه آنقدر دم دستى و نخ نمايند كه تماشاگر كانال را عوض كند و نه آنچنان پيچيده و دور از دسترس كه تماشاچى اش را بخواباند بى آنكه تلويزيون را خاموش كند. بار عاطفى و روانشناسانه اى كه در قسمت هاى مختلف اين مجموعه به تصوير كشيده مى شود بسيار خوب از آب درآمده و در اين شسته رفته بودن موسيقى متن «كارن همايونفر» نيز سهم بزرگى دارد. داستان و كاراكتر هايى كه با بازى هاى توانمند و جذاب دو نسل از هنرپيشگان موفق سينما و تلويزيون ما جانى بيشتر گرفته و خودنمايى مى كند. درست همان مسئله اى كه در مجموعه همسايه ها «محمدحسين لطيفى» نيز ديده مى شد. آنجا على نصيريان بود و رضا شريفى نيا و گوهر خيرانديش در برابر امين حيايى و كيهان ملكى و فلورا سام و اينجا سعيد پورصميمى است و گوهر خيرانديش و محمود جعفرى در مقابل حميدرضا پگاه، على قربان زاده و باز هم فلورا سام. بار ها پيش آمده كه انتظار بكشيم، در باز شود و ديالوگ معروف محمدرضا شريفى نيا شنيده شود كه: خواب، كتاب و كباب!
البته اين يكى را نمى شود به حساب نشانه هاى مثبت شبى از شب ها نوشت. در شبى از شب ها گويا همه چيز تقسيم شده است و قرار است هر كدام از آدم هاى ساكن در آپارتمان بار بخشى از فضاى مجموعه را به دوش بكشند، كه البته در اين كار بسيار هم موفق بوده اند و نمى توان به راحتى از آن گذشت. اين بار باز هم كوله كمدى بر دوش محمود جعفرى و فردوس كاويانى است كه البته سهم جعفرى بسيار بيشتر است. يك سرايدار ترسو كه دقيقاً نقطه مقابل شخصيت يك سرايدار آپارتمان است. او با موقعيت هاى طنزى كه با حركاتش ايجاد مى كند و با آن چهره معصوم و ساده اى كه بعد از هر دسته گلى كه به آب داده، دل ها را هم به حال خود كباب مى سازد، طراوت و بكرى خاصى به طنزش مى بخشد. در موقعيت هاى كميكى كه ايجاد مى شود نه از ابتذال و هجو هاى روتين هاى شبانه خبرى مى توان يافت و نه از تمسخر اين و آن. ملك زاده «سعيد پورصميمى» يك آموزگار بازنشسته است كه با آن لهجه گيلكى غليظ تمام وظايف آموزشى و نتايج اخلاقى كار به او محول شده. رضا ساجدى «حميدرضا پگاه» و سپند اميرسليمانى هم قرار است جوان باشند، جوانانى پاك، خير و دوست داشتنى، اما ناگزير از اشتباهات و وسوسه هاى جوانى كه البته در اين بخش چربش بازى پگاه به اميرسليمانى آشكارتر است. على قربان زاده هم جوان است اما وظيفه پگاه و اميرسليمانى اصلاً در دستور كار او قرار نگرفته است. از او هيچ انتظارى نمى رود جز اينكه عاشق دختر ملك زاده «نگين صدق گويا» باشد و عاملى براى ايجاد يك عشق در سريال رضا كريمى! موضوعى كه احتمالاً بدون آن اصلاً در ايران نمى توان سريال ساخت. اما سيمين «فلورا سام» يك زن با تمام خصوصيات زنانگى و البته وسوسه هايى كه مردان را به انجام كار هاى باب ميل خود ترغيب مى كند. در شبى از شب ها و به خصوص در قسمت هاى اول به وضوح آشكار بود كه رضا «حميدرضا پگاه» چگونه تنها مجرى است بر نقشه هايى كه همسرش سيمين به او ديكته مى كند و يك حشمت خانم «گوهر خيرانديش» كه كمى نامتعادل و بلاتكليف نشان مى دهد. اما بى گمان تا پايان در اين مسير گام برنخواهد داشت، چرا كه نه از اين سريال چنين انتظارى مى رود و نه از بازيگرى به نام گوهر خيرانديش كه حساب ها را مدت ها است به بهترين شكل پس داده است. شبى از شب ها پيش از همه به روابط انسانى ميان خانواده هايى مى پردازد كه در همسايگى هم زندگى مى كنند. سريالى كه رضا كريمى ساخته انگشت اشاره به اين نكته دراز كرده كه تنها در مجاورت هم روز را شب كردن و بالعكس شرط كافى براى همسايگى نيست. ما ايرانيان بايد خاطرات يكى دو نسل پيش را مرور كنيم و به حياط هاى دلگشا و اتاق هاى دوره اى برگرديم، به ايامى كه همسايگى را به شكل واقعى اش تكلم مى كرديم. شبى از شب ها هنوز ادامه دارد و هنوز براى تماشايش فرصت باقى است.
دوشنبه سی و یکم مرداد 1384

محمد حسينى شومن معروف شبكه هاى مختلف سيما دست به هر كارى مى زند تا مخاطبش را بخنداند. او اين روزها درگير اجراى برنامه «مهتاب» يا همان «محله بنده نواز» است. حسينى از زمان بازى در آيتم «آنچه شما خواسته ايد» شناخته شد. «مسابقه بزرگ» نيز از ديگر كارهاى او است. حسينى پيش از اينكه يك مجرى باشد، خودش را «شومن» مى داند و ناراحت است كه چرا مردم تفاوت يك شومن و مجرى را نمى دانند. حسينى چند سالى است كه جزء مجرى هاى برتر صداوسيما در نظرسنجى ها انتخاب شده و مردم هم او را پذيرفته اند. با او درباره حضورش در تلويزيون صحبت كرديم. اما بعد از اتمام مصاحبه و شنيدن نظرات حسينى و زمانى كه مصاحبه را مرور مى كردم، دوست داشتم تا يكسرى سئوالات ديگر از او بپرسم، نظير اينكه چطور مى شود يك رمان را از وسط خواند و چطور مى شود به اسم نويسنده كتاب توجهى نكرد، يا اينكه چطور مى شود «اجاره نشين ها»ى مهرجويى را كمدى تر از خود فيلم اجرا كرد. به هر حال سئوال هاى ما هم بى جواب ماند و تنها توانستيم حاصل گفت وگوى يك ساعته مان پيش از شروع برنامه مهتاب را چاپ كنيم.
•از چه زمانى به مجرى گرى و كار در تلويزيون و سينما علاقه مند شديد؟
در خانه براى دوستان چيزى حدود هفتاد، هشتاد تا فيلمنامه تعريف مى كردم كه پنجاه تاش توى دنيا ساخته نشده. يعنى حس فيلمنامه ام بد نيست. يك كار ديگه هم مى كردم. مثلاً «اجاره نشين ها»رو وقتى ديدم، رفتم خانه تعريف كردم. آنهايى كه بعدش رفتند و فيلم را ديدند، ديگر برايشان جذاب نبود، آنقدر كه من عوضش كرده بودم و كمدى تر شده بود. الان بچه من هم همين طور است. قوه تخيلش خيلى بالا است.
•پس اين شيرين كارى ها در خانواده «حسينى» ارثى است؟
بله، پدرم هم همين طورند. برادرم مرتضى هم همچنين.
•در برنامه «سلام تهران» بازيگر بوديد، قبل از آن هم سابقه كارى داشتيد؟
قبل از آن نويسنده و كارگردان بودم، بعد بازيگر شدم.
•نويسندگى، كارگردانى و بازيگرى شما مورد توجه قرار نگرفت و شديد يك مجرى؟
آن موقع من تازه شروع كرده بودم. هم بازيگر بودم و هم نويسنده و هم كارگردان. يك برنامه اى پخش مى شد به نام «آنچه شما خواسته ايد.»
•در آن برنامه مى خواستيد از برنامه خارجى با همين نام تقليد كنيد؟
درسته آن موقع ما در يك خانه اى فيلمبردارى مى كرديم كه بعدها صاحب آن خانه تهيه كننده «مسابقه بزرگ» شد.
•عجب شانسى. همين جورى شانس مى آوردى ها...؟
سبحانى تهيه كننده «مسابقه بزرگ» بود. آنها يك دكور بسيار بزرگى براى مسابقه زده بودند و داشتند كارهاى اوليه را مى كردند. يك روز به من زنگ زدند و گفتند اكثر بازيگران تلويزيون و سينما آمدند و تست اجراى مسابقه را دادند، تو هم بيا. من هم رفتم تست دادم و همان تست شد آنونس مسابقه بزرگ. از آنجا بود كه شبكه خواست تا من اجرا كنم.
•شما چقدر از مجرى گرى حرفه اى در دنيا مى دانيد؟
آخر خيلى جالب است در كشورهاى ديگر مثل ايتاليا و فرانسه كه تقريباً نوع اجرايشان به ما شبيه است، مجرى گرى تدريس مى شود ولى در كشور ما اين طور نيست. يك اتفاق باعث مى شود تا يكى مجرى شود.
شما درست مى گوييد. اما توجه داشته باشيد كه در دنيا براى هر چيزى تعريفى وجود دارد.
مجرى يك تعريفى دارد، گوينده اخبار يك تعريفى دارد و شومن يك تعريف جداگانه. به گوينده خبر يكسرى خبر مشخصى را مى دهند كه او از روى متن مى خواند. مجرى هم كسى است كه تنها ۴۰ درصد از كارش براساس متن است. شومن به كسى مى گويند كه اجرايش ۹۹ درصد بداهه است. شومن اطلاعاتش درباره خيلى از مسائل بايد بالا باشد. يك كتابخوان حرفه اى با مطالعه بسيار بالا باشد. كتاب هاى اجتماعى و روان شناسى خوانده باشد. البته در ايران به تربيت خانوادگى هم بستگى دارد. يعنى ممكن است پدر و مادر يك خانواده از بچگى برايش كتاب خوانده باشند. برادر من دو هزار بيت شعر حافظ را حفظ است. كتاب خوانده. اينجا ما كلاس و دوره اى نداريم كه آدم ها را بفرستيم آنجا و تربيت شوند. به خاطر همين، بستگى به خانواده طرف دارد.
• پس قبول داريد كه مجرى خوب بايد در كلاس مجرى گرى آموزش ديده باشد؟
بله، قطعاً بايد كلاس و تحصيلاتى باشد.
•بيشتر دوست داريد شومن خطابتان كنند يا مجرى؟
در ايران يك شومن تكليفش با مردم معلوم نيست. مردم به همه مى گويند مجرى. اين مثل آن است كه ما همه موجودات جهان را «اردك» خطاب كنيم.
•عجب مثالى زديد! ما داشتيم در مورد مجرى و شومن حرف مى زديم.
مردم بايد بدانند فرق يك مجرى با شومن چيست. يك مجرى ساده حداقل بايد هزار جلد كتاب بخواند تا بداند درد مردم چيست، چه برسد به شومن. او بايد ادبيات كشورش را بشناسد. سياست هاى روز را بشناسد. نوع تفكر مردم را بشناسد.
در كشور ما ۹۹ درصد مردم جوك بلدند و خودشان كمدين هستند. خنداندن اين مردم كار خيلى سختى است به خصوص در بحث اجرا.
مردم ايران جزء متنوع ترين مردم جهان هستند. هنرمندى را كه نخواهند شش ماه بعد يادشان مى رود. با او سلام عليك هم نمى كنند. اين علتش تنوع طلبى است. جيم كرى در ايران، بيشتر از دو سال نمى تواند دوام بياورد.
•شما يازده سال است كه در شبكه هاى مختلف مجرى هستند. فكر مى كنيد اجراى خوب شما اين امكان را فراهم كرده يا بى توجهى مديران سيما به نظرات مردم؟
ولى منظور من چيز ديگرى است. اينكه مردم ما اگر ته يك چيزى را درنياورند، ولش نمى كنند و اگر اين اتفاق بيفتد و مردم بفهمند آن آدم ديگر هيچى ندارد. كانالشان را عوض مى كنند و اصلاً صبر نمى كنند ببينند تو چه چيزى برايشان رو مى كنى.
•چقدر كتاب خوانديد؟
از ۹ سالگى كتاب مى خواندم.
•چى مى خوانديد؟
هر چى. من دو خاصيت خوب در كتاب خواندن دارم. يكى اينكه وقتى مى خواهم رمان بخوانم از وسط آن را شروع مى كنم مثل جدول حل كردن كه از وسط خانه ها را پر مى كنم.
•يعنى شما فرقى بين جدول حل كردن و كتاب خواندن قائل نيستيد؟
من در كتاب خواندن يك بيمارى دارم. مى گويم كتاب مثل يك جدول است. مهم نيست اولش چيست. حتى برايم مهم نيست نويسنده اش چه كسى است. كتاب، كتاب است.
•اين خصلت هم ناشى از شومن بودن شما است؟
اينكه يك شومن علاوه بر آن كه بايد كتابخوان باشد اطلاعاتش نيز راجع به نجوم بايد بالا باشد.
•چرا نجوم؟
چون ممكن است در يك برنامه اى مصاحبه اى با يك منجم داشته باشد، نبايد مقابل او كم بياورد.
•يعنى شما مى گوييد يك شومن نبايد كم بياورد؟
دست بالاى دست بسيار است.
•حالا شما خودتان را مجرى مى دانيد يا شومن؟
من دارم مى روم به سمت يك شومن.
•راستى تا به حال شده كسى به شما بگويد از اجراى شما خوشم نمى آيد؟
بله، البته مردم ما حيا دارند و مراعات مى كنند و نمى گويند. ولى واقعيتش اين است كه مردم اگر شخصيت مجرى برايشان رو بشود ديگر نگاهش نمى كنند. يعنى نبايد مچ چپ ات را بازى كنى. به محض اينكه مردم متوجه بشوند مچ چپ ات باز شده ديگر تو را نگاه نمى كنند.
•يعنى آنهايى كه مچ چپ شان را باز كردند حذف شدند؟
بله و آن كتاب هايى كه گفتم بايد يك مجرى بخواند همان محتواى مچ چپ است. امكان دارد يك روز من مجرى حيوانات بشوم و آن وقت است كه بايد قوى اجرا كنم.
•مثل اينكه ادعاى زيادى در مجرى گرى داريد؟
ببين ادعا خيلى خوب است ولى جايى كه من نسبت به خودم مدعى باشم نه نسبت به تو.
•نظرت راجع به برنامه «مهتاب» چيست؟
«مهتاب» يك برنامه سرگرمى است و با كار هايى كه من مى توانم انجام بدهم ۹۰ درصد اختلاف دارد. من مى توانم كارى با همين برنامه انجام بدهم كه تمام ايران به جز اين برنامه، برنامه ديگرى را نگاه نكنند ولى دست من نيست كه.
•به اين چيزى كه مى گوييد واقعاً اعتقاد داريد؟
مى دانم كه مى توانم. سازمان هم مى داند. همه مى دانند. اين خيلى ساده است. ببين من الان در سمت مجرى هستم نه تهيه كننده. در اين يازده سال هم برنامه اى كار نكردم كه حتى ۳۰ درصد از خودم مايه گذاشته باشم.
•يعنى شما نقطه ضعف مردم را مى دانيد و روى همان ها دست مى گذاريد؟
دقيقاً. از همين جا اعلام مى كنم كه من مى توانم برنامه اى را بسازم كه دو سال هر شب روى آنتن باشد و اگر بالاى ۷۵ درصد مخاطب نداشت، از تلويزيون مى روم.
•زمانى شايعاتى مبنى بر كلاهبردارى تان بر سر زبان ها بود. ماجرا چه بود؟
بخواهى نخواهى مى گويند. من هميشه گفتم كه هر كس هر چيزى مى گويد اول خودش است بعد ديگرى. همه آدم ها كه خوب نيستند.
•چى شد اين حرف ها را براى شما درآوردند؟
دوست دارم يك روز خانه من بياييد و ببينيد سردر خانه ام چى نوشتند. البته هيچ خبرنگارى نيامده. سردر خانه من نوشته: هر كس غيبت مى كند احمق است، نادان است.
•حالا مى پذيريد يا نه؟
ببينيد، به هر حال وقتى آدم مى آيد در اين شغل و به چشم مى آيد، بايد اين چيزها را بپذيرد. ما انتخاب كرديم كه آمديم روى آنتن پس بايد بپذيريم كه پشت سرمان اين حرف ها باشد. من از مطبوعات و رسانه ها ناراحت هستم كه وقتى خبر كلاهبردارى را زدند، زمانى هم كه ثابت نشد نيامدند تكذيب كنند.
•چقدر دوست داريد بعد از اين يازده سال ديده شويد؟
دوست ندارم ديده شوم، دوست دارم، اسمم بماند. اگر مى خواستم ديده شوم زودتر از اينها مى آمدم شبكه سوم. من ده سال براى تهرانى ها كار كردم و يك شهرستانى هم من را نديد. پس نتيجه مى گيريم ديدن زياد برايم مهم نبود.
•الان كه شما براى شبكه سوم اجرا مى كنيد و كل كشور شاهد اجراى شما هستند، مخاطب اصلى شما چه كسانى هستند. يا سئوالم را اين طور مطرح كنم بهتر است اينكه شما بيشتر براى چه قشرى از جامعه اجرا مى كنيد، قشر روشنفكر يا كاسب يا كارمند و يا...؟
بستگى به برنامه اش دارد. مثلاً برنامه شبتون بخير كه با احمدزاده كار كرديم براى روشنفكران بود ولى برنامه محله بنده نواز كاملاً سرگرمى است و براى تمام قشرها ساخته شده.
•قبول داريد قشر روشنفكر نمى پذيرد؟
نه، اين اعتقاد را ندارم. چون اگر قشرى اهل كتاب و شعر و درس و علم و فلسفه است بايد بيشتر بپذيرد، چون به هر حال در كنار آن كارها يك برنامه تفريحى مى خواهند.
•اگر فردا بيايند و بگويند شما ديگر نبايد اجرا كنيد، چه كار مى كنيد؟
بسيار خوشحال مى شوم.
•چرا؟
براى اينكه مى گويم خداوند حتماً خواسته. به خاطر همين مى روم دنبال يك كار ديگر.
•اين خوش بينى شما از ابتدا تا الان برايم جالب است. واقعاً چنين فكر مى كنيد؟
بله، من هميشه اين جورى نگاه مى كنم.
•چرا فيلم نمى سازيد؟
فرصت ندارم.
•فكر مى كنيد خوب از آب دربيايد؟
فكر مى كنم پنجاه برابر اجراهايم خوب تر باشد.
•يعنى مى خواهيد بگوييد استعدادهاى اصلى «محمد حسينى» نشكفته است؟
نه، كار من يك چيز ديگر است.
منبع: شرق
دوشنبه دهم مرداد 1384
لبه تاريكى به كارگردانى سعيد سلطانى، تهيه كنندگى حسين پيرهادى و على اكبر شاه مرادى مهرماه سال جارى از شبكه دو پخش مى شود. در اين سريال دانيال حكيمى، پژمان بازغى، رويا تيموريان، فرهاد بشارتى، رضا خندان، يكتا ناصر، آزيتا لاچينى و محمدعلى كشاورز بازى مى كنند. در حال حاضر لبه تاريكى در مرحله فنى است. اين سريال به معضل اعتياد و موادمخدر مى پردازد.
-------------------------------------------------------------------------------
مسابقه ۵*۱۰
مهدى مظلومى كارگردان مجموعه طنزهاى شبانه بعد از ساخت هر مجموعه طنز يك مسابقه نيز تهيه و توليد مى كند. در سال گذشته بعد از پخش كمربندها را ببنديم مسابقه شمارش معكوس با مجرى گرى نيما كرمى پخش شد و ادامه دارد. در سال جارى وى اتاق اكسيژن را از شبكه پنج در حال پخش دارد و اكنون به تهيه كنندگى على اكبر شاه مرادى و حسين پيرهادى و با مجرى گرى مسعود روشن پژوه در حال ساخت مسابقه ۵*۱۰ است. اين مسابقه در ۲ قسمت ۴۵ دقيقه اى در شهريور ماه آماده پخش مى شود. سئوالات اين مسابقه در دو مرحله تئورى و عملى طراحى شده است. سطح تحصيلات شركت كنندگان اين مسابقه از ديپلم به بالا بوده و در هر قسمت ۵ گروه دو نفره شركت مى كنند. سئوالات مسابقه ۵*۱۰ در زمينه مسابقات و اطلاعات عمومى رشته هاى مختلف ورزشى است و در مرحله عملى نيز يكسرى حركات ورزشى طراحى شده است.
یکشنبه نهم مرداد 1384
«يك مشت پر عقاب» عنوان مجموعه اى تلويزيونى به كارگردانى «اصغر هاشمى» است كه قرار است به زودى تصويربردارى آن آغاز شود. نويسندگى مجموعه به عهده «فرهاد توحيدى» است و «بهروز خوش رزم» در سيمافيلم مجموعه فوق را تهيه خواهد كرد. «يك مشت پر عقاب» دومين همكارى اين جمع سه نفره پس از مجموعه موفق آپارتمان است، كه در سال ۷۲ از سيماى جمهورى اسلامى پخش شد و با استقبال ببينندگان و منتقدان روبه رو شد. به گفته «اصغر هاشمى» مضمون مجموعه، يك ملودرام خانوادگى است و ماجراهاى آن در مقطع سال هاى ۵۶ و ۵۷ مى گذرد. گروه سازنده هم اكنون در حال آماده سازى مراحل مختلف مجموعه هستند تا بتوانند تصويربردارى آن را در شهريورماه آغاز نمايند. يك مشت پر عقاب محصول سيمافيلم در سيزده قسمت پنجاه دقيقه اى ساخته خواهد شد. تاكنون همكارى امير اثباتى طراح صحنه و لباس، عبدالله اسكندرى طراح چهره پردازى، حبيب رضايى مسئول انتخاب بازيگر، مجتبى خادم زاده برنامه ريز، شهرام شاه حسينى دستيار اول كارگردان، سامان تفرشى دستيار دوم كارگردان، فرامرز روشنايى روابط عمومى در اين مجموعه قطعى شده است.
یکشنبه نهم مرداد 1384

سرند عنوان مجموعه برنامه اى است كه در گروه كودك و نوجوان شبكه اول سيما در حال توليد است. اين برنامه كه در ۵۲ قسمت ۱۰ دقيقه اى توليد مى شود به كودكان و نوجوانان آموزش كاردستى مى دهد. گيتى فرشفائى تهيه كننده اين برنامه هدف از ساخت اين برنامه را پرورش خلاقيت و تشويق كودكان و نوجوانان به استفاده مناسب و بهينه از ابزار و وسايل بدون استفاده اى كه در اطرافشان وجود دارد و تبديل آنها به كارهاى دستى زيبا و قابل استفاده دانست. كارگردان اين مجموعه محمد حسن زاده است و سارا مجد كار اجرا و طراحى صحنه و آموزش كارهاى دستى اين مجموعه را برعهده دارد. اين برنامه نيمه هاى تابستان به روى آنتن مى رود.
•ماموران پليس
به گزارش روابط عمومى شبكه اول سيما، ماموران پليس عنوان مجموعه اى جديد از شبكه اول سيما است كه از ديشب به جاى سريال سوار بى اسب از اين شبكه پخش شد. اين سريال محصول ۱۹۹۸ استراليا است كه توسط ديويد كامرون كارگردانى شده است و بازيگرانى چون پيتر فيليپس و جو پيتروترى در آن به ايفاى نقش پرداخته اند. سريال ماموران پليس را مى توانيد از امروز تماشا كنيد. اين مجموعه داستان گروه تجسسى در مركز پليس را دنبال مى كند كه به شناسايى و دستگيرى جنايتكاران مى پردازند.
•رقص پرواز
سريال رقص پرواز به كارگردانى احمد مرادپور است كه مراحل تدوين خود را توسط وى پشت سر مى گذارد و همزمان با هفته دفاع مقدس از اوايل مهرماه از شبكه اول سيما پخش مى شود. رقص پرواز كه به شيوه ۳۵ ميليمترى، فيلمبردارى شده است، داستان جراح متخصصى به نام دكتر ياورى را دنبال مى كند كه داراى تفكرات خاصى است و چندان با جريان عمومى جامعه موافق نيست. تا اينكه دكتر ياورى براى انجام يك عمل جراحى مجبور مى شود به اهواز سفر كند. همزمان مليحه كه دانشجوى پزشكى است براى يافتن همسرش وحيد مولايى راهى اهواز مى شود. ورود آن دو به اهواز مصادف با بمباران شهر توسط دشمن مى شود و... اين سريال در هفت قسمت ۵۰ دقيقه اى توسط محمدرضا تخت كشيان تهيه مى شود و در مناطقى مثل تهران، تاكستان، اهواز و... با مديريت محمدتقى پاكسيما فيلمبردارى شده است. مهدى هاشمى، شهاب حسينى و لاله اسكندرى بازيگران اصلى اين مجموعه اند.رقص پرواز براساس فيلمنامه اى از عليرضا طالب زاده توليد شده است. به گزارش روابط عمومى شبكه اول سيما پيش بينى مى شود علاوه بر سريال هفت قسمتى يك نسخه سينمايى نيز از آن استخراج شود. بازيگردانى اين سريال برعهده گلاب آدينه است. بازيگرانى چون احمد آقالو، اميرحسين صديق، بيوك ميرزايى، مجيد مشيرى و آفرين عبيسى و... در كنار بازيگران اصلى اين مجموعه به ايفاى نقش مى پردازند.
•زيستن
زيستن عنوان فيلم سينمايى است كه براى شبكه چهارم سيما دوبله مى شود. كارگردان اين فيلم يى موژانگ است و اين فيلم محصول مشترك سال ۱۹۹۴ كشور چين و هنگ كنگ است. داستان اين فيلم به قرار زير است: فوگويى كه نقش آن را يوجى بازى مى كند ارباب زاده ثروتمندى است كه به خاطر علاقه شديد به قمار، همه زندگى و سرمايه اش را از دست داده است و علاوه بر آن، باعث مرگ پدرش مى شود. همسرش كه تحمل اين وضع را ندارد او را ترك مى كند و فوگويى با مادر پيرش تنها مى ماند و تصميم مى گيرد دست از قماربازى بردارد. بعد از يك سال، همسرش در حالى كه پسرى به دنيا آورده است به همراه دخترش به نزد آنها بازمى گردد.
•دوستانه
به زودى سرى جديد برنامه «دوستانه» در شبكه اول سيما تهيه و پخش خواهد شد.برنامه دوستانه كه به گفت وگو با هنرمندان، ورزشكاران و چهره هاى شناخته شده مى پردازد، به زودى هر شب بعد از خبر ساعت ۲۱ از شبكه اول سيما پخش خواهد شد.اجراى سرى جديد برنامه دوستانه برعهده رامين ناصرنصير است. وى در ارتباط با ميهمانان اين برنامه افزود: «در هر قسمت از سرى جديد برنامه دوستانه يكى از چهره هاى ورزش و هنر كشور حضور خواهد داشت كه پيش بينى مى شود غلامحسين لطفى مجرى سرى پيشين اين برنامه در قسمت اول ميهمان برنامه باشد، آتيلا پسيانى، امير كريمى، مهدى فخيم زاده، مجيد اخشابى، مانى رهنما، امير قلعه نويى، رسول و امير خادم و... از ديگر ميهمانان اين برنامه خواهند بود.»گفتنى است سرى پيشين برنامه دوستانه با اجراى غلامحسين لطفى و به تهيه كنندگى طباطبايى در گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما تهيه و پخش شد.
یکشنبه نهم مرداد 1384
به وبلاگ تلویزیون ایران خوش آمدید.
در این وبلاگ قصد دارم کمی درباره سریالهای ایرانی صحبت کنم.
لطفا بعد از خواندن مطالب نظر یادتون نره. مرسی

