تبليغاتX
سریالهای ایرانی

جمعه سی ام مرداد 1388

يك روز در پشت صحنه سريال آشپزباشي

سفره رنگين براي بازيگران سرشناس
 
سريال «آشپزباشي» به كارگرداني محمدرضا هنرمند سال گذشته مقابل دوربين رفت. هنرمند در اين سريال داستان يك زن و شوهر رستوران‌دار و موفق را روايت مي‌كند كه به مرور با هم دچار اختلاف مي‌شوند. نقش‌هاي اصلي سريال آشپزباشي را فاطمه معتمدآريا و پرويز پرستويي بازي مي‌كنند.
 

اين دو بازيگر تاكنون در فيلم‌هاي مرد عوضي، عزيزم من كوك نيستم و سريال زير تيغ با هنرمند همكاري كرده‌اند. سريال آشپزباشي در 30 قسمت به تهيه‌كنندگي جواد نوروزبيگي ساخته مي‌شود. طبق برنامه‌ريزي، تصويربرداري اين سريال تا پايان شهريور ادامه خواهد داشت. از ديگر بازيگراني كه در اين سريال بازي مي‌كنند مي‌توان به مهراوه شريفي‌نيا، فرهاد اصلاني، افسانه چهرآزاد، شبنم مقدمي، سيدمهرداد ضيايي و ... اشاره كرد. آنچه مي‌خوانيد گزارشي است از حضور خبرنگار «جام‌جم» در پشت صحنه آشپزباشي.

وقت ناهار است و ديدن بشقاب‌هاي پر از برنج زعفراني كه روي ميز‌هاي رستوران گذاشته مي‌شود، فضا را اشتها برانگيزتر و حس گرسنگي را بيشتر القا مي‌كند. همه از گوشه و كنار جمع مي‌شوند و دور ميزهاي رستوران مي‌نشينند. رستوران پشت صحنه سريال آشپزباشي، مثل هر رستوران ديگري در وقت ناهار، پر از همهمه مي‌شود.

بيرون رستوران، سكويي است و پله‌هايي كه نشان مي‌دهد رستوارن در جاي بلند تپه مانندي ساخته شده است. مجتمع ملاصدرا، رستوران مدرن. نيمكتي كنار ديوار قرار دارد كه روي آن نشسته‌ام. ناهار را كم و بيش خورده‌اند و تعدادي از عوامل هم بيرون رستوران بالاي پله‌ها ايستاده‌اند.

محمدرضا هنرمند و مسعود كراني، مدير تصويربرداري سريال، درباره سكانسي كه قرار است گرفته شود حرف مي‌زنند. هنرمند مسيري را كه مينو بايد به سمت در رستوران بيايد، قدم مي‌زند و كراني حركات دوربين فرضي‌اش را تنظيم مي‌كند. هنرمند از او مي‌خواهد دوربين بعد از ديدن اكبر به سمت در ورودي رستوران چرخانده شود.

پيش از آغاز فيلمبرداري از پرهام مشيري، دستيار كارگردان، مي‌خواهم سكانسي را كه قرار است فيلمبرداري شود تعريف كند. او با جزييات جالبي سكانس را تعريف و حتي بازي مي‌كند. خودش را جاي منصوري مي‌گذارد و همزمان ديالوگ‌هاي نگهبان را هم اجرا مي‌كند. وقتي مينو وارد صحنه مي‌شود و ديالوگش را از زبان مشيري مي‌شنويم، نقش اكبر را هم بازي مي‌كند كه از پشت پله‌ها بيرون مي‌آيد.

منصوري با وانتش از راه مي‌رسد. پياده مي‌شود و با سر و صدا در عقب وانت را باز مي‌كند. نگهبان رستوران از روي صندلي بلند مي‌شود و داد مي‌زند: «چيه منصوري؟ خيابونو گذاشتي رو سرت.» منصوري نگاهي به بالا مي‌اندازد، از باز كردن در منصرف مي‌شود و مي‌گويد: «چي شده؟ تعميرات دارين؟»

دست‌هاي منصوري را بايد كثيف كنند. اين را منشي صحنه مي‌گويد. فاطمه معتمد آريا در حال آماده شدن است. پرهام مشيري ديالوگ‌هاي او را مي‌خواند. تمرين را چند بار انجام مي‌دهند. همه براي ضبط آماده‌اند. تصوير، صدا و بقيه عوامل منتظر اعلام «حركت» هستند.

منصوري مي‌گويد: «انگار يادتون رفته از صدقه سري اين جنساي بنجول منه كه رستورانتون شده اينقده.» او «اينقده» را خيلي غلو شده مي‌گويد و هنرمند از او مي‌خواهد در صدايش حسادت داشته باشد. چند باري اين صحنه را مي‌گيرند تا خواسته كارگردان تامين شود. اينجا مينو وارد صحنه مي‌شود و بحثي بين او و منصوري در مي‌گيرد.

پرويز پرستويي در تمام مدت مكالمه بين منصوري با نگهبان و مينو چند متر آن‌طرف‌تر، پشت پله‌ها قايم شده و جدل ميان اين 3 را تماشا مي‌كند. جايي كه مينو از اكبر حرف مي‌زند و به منصوري مي‌گويد كه اكبر آقا مرد؛ پرستويي از پشت پله‌ها بيرون مي‌آيد و داد مي‌زند: «نه من نمردم، اتفاقا خيلي هم قبراقم.»

البته اكبر آقا بعد از گفتن اين جمله از پشت پله‌ها بيرون مي‌آيد و به سمت در ورودي رستوران مي‌رود. هنرمند درخواست گرفتن مجدد اين صحنه را مي‌كند. جايي كه پرستويي روي آن ايستاده بلندتر از اطرافش است و هنرمند اصرار دارد بايد زمين آن بخش از محوطه جلوي رستوران را همسطح كرد، تا زماني كه پرستويي حركت مي‌كند آن اختلاف سطح به چشم نيايد.

آشپزباشي، چهارمين مجموعه تلويزيوني محمدرضا هنرمند، بعد از دو سري كاكتوس و زير تيغ از مجموعه‌هاي الف تلويزيون به حساب مي‌آيد. محمدرضا هنرمند و گروه سريال آشپز باشي در يكي از رستوران‌هاي اصلي كار (رستوران مدرن) كه در مجتمع ملاصدرا قرار دارد سكانس‌هاي مربوط به اين بخش كار را مقابل دوربين مي‌برند. البته قرار است بخش‌هايي از كار هم در يك رستوران سنتي فيلمبرداري شود، اين رستوارن سنتي در مراحل پاياني ساخت و ساز است. خيابان ميرزاي شيرازي، ميدان نور، خيابان گاندي و چند مكان خياباني از لوكيشن‌هايي است كه تا به حال در آنها فيلمبرداري انجام شده است.

داستان آشپزباشي در يك رستوران اتفاق مي‌افتد. اين رستوران را زوجي موفق اداره مي‌كنند كه كارشان را از يك زير پله شروع كرده‌اند و به مرور به موفقيت‌هاي زيادي دست پيدا كرده‌اند. سوء تفاهمي باعث دلخوري اين زوج از يكديگر مي‌شود و اين مساله روي همه زندگي آنها تاثير مي‌گذارد. كارشان بسيار بالا مي‌گيرد و...

روند توليد مجموعه تلويزيوني آشپزباشي به دلايل مالي براي مدتي متوقف شد. البته گروه، كارشان را بعد از يك تعطيلي دو روزه از سر گرفتند. با اين حال بسيار تاسف برانگيز است كه بعد از گذشت 9 ماه از آغاز به كار اين پروژه تلويزيوني، مشكلات مالي كه از آغاز با كار وجود داشت هنوز هم روند ساخت سريال را با توقف‌هايي مواجه مي‌كند.

البته در سال‌هاي اخير، مشكلات مالي پروژه‌هاي تلويزيوني، باعث به وجود آمدن اخبار حاشيه‌اي در اطراف آنها شده است. مجموعه‌هاي بزرگ و درجه يك سيما، مثل «مختارنامه» به كارگرداني داوود ميرباقري، «در چشم باد» به كارگرداني مسعود جعفري‌جوزاني و «يوسف پيامبر» به كارگرداني سلحشور هم در دوره‌هاي مختلف دچار اين مشكل شده‌اند.

در اين سريال پرويز پرستويي در نقش اكبر و فاطمه معتمد آريا در نقش مينو، شخصيت‌هاي اصلي هستند و مهراوه و مليكا شريفي نيا، محمدرضا غفاري و علي طباطبايي در نقش بچه‌هاي آن دو بازي مي‌كنند. اين سريال براي پخش از شبكه يك آماده مي‌شود. بازيگراني مثل فرهاد اصلاني، افسانه چهرآزاد، سيد مهرداد ضيايي، شبنم مقدمي، كاظم بلوچي، آشا محرابي، هوشنگ حرير چيان، بهروز مسروري، منوچهر آذري، فريدون محرابي، روح‌الله كماني و نعمت جهان فر هم در اين سريال بازي مي‌كنند.

سريال آشپزباشي يكي از مجموعه‌هاي پر بازيگر و پر لوكيشن شبكه يك سيماست. در اين مجموعه علاوه بر حضور بازيگران اصلي، بيشتر از 150 هنرور هم مقابل دوربين هنرمند بازي مي‌كنند. صدف يكي از اين هنرورهاست كه به همراه پدر، مادر، خواهر و مادر بزرگش براي بازي در سريال آشپزباشي آمده‌اند. صدف مي‌خواهد بداند آيا بازيگر هستم؟ مي‌گويم نه. به مهدي كه پسربچه‌اي هم سن و سال خودش است اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «اينم بازيگر نيست. بهش گفتن آستينش كوتاهه براي بازي. اما من بازي مي‌كنم.»

صدف نقشي كه بازي كرده است را با جزييات كامل توضيح مي‌دهد و بعد مي‌گويد: «ما تازه مي‌خوايم بازيگر بشيم‌ها. اين اولين بارمونه.» بقيه اعضاي خانواده‌اش از رستوران بيرون مي‌آيند و صدف نقش‌هايي را كه هر كدام از آنها بازي كرده‌اند برايم توضيح مي‌دهد.

او درباره اين‌كه چطور به اين كار دعوت شده‌اند، مي‌گويد: «توي يكي از اين كاغذهاي تبليغاتي درباره تعدادي هنرور نوشته بود. من كاغذ را نگه داشتم و بعد به شماره روي كاغذ زنگ زديم. آنها هم به ما گفتند براي بازي در اين سريال بياييم.»

در ساخت اين سريال، پرهام مشيري به عنوان دستيار كارگردان، مسعود كراني مدير تصويربرداري، عبدالله اسكندري طراح گريم‌، مرتضي دهنوي صدابردار، مشكين مهرگان مدير هنري، آرزو اتحاد عكاس و محمدرضا منصوري به عنوان مدير توليد‌ همكاري مي‌كنند.

پرهام مشيري همه جا هست. او از لابه‌لاي سيم‌ها عبور مي‌كند و ديالوگ مربوط به بازيگران غايب را روخواني مي‌كند. او حواسش به همه چيز هست و حتي هنرورهاي كوچك، شلوغ و پرسر و صدايي كه آن طرف شيشه‌هاي رستوان ايستاده‌اند هم اين را خوب مي‌دانند. او براي آماده شدن صحنه به كمك بچه‌هاي گروه تصويربرداري مي‌رود و سر راه خوش و بشي هم با يكي از عوامل فيلم مي‌كند.

سريال آشپزباشي يكي از مجموعه‌هاي پر بازيگرشبكه يك سيماست در اين مجموعه علاوه بر حضور بازيگران اصلي بيشتر از 150 هنرور هم ايفاي نقش مي‌كنند

مرتضي دهنوي، مدير صدابرداري آشپزباشي هم گوشه‌اي منتظر است تا كار ضبط آغاز شود. او از ابتداي اين كار، يعني از 14 آبان سال گذشته، با پروژه همكاري داشته است. طبق برنامه ريزي‌هايي كه انجام داده‌اند اين كار در آبان امسال تمام خواهد شد.

از آنجا كه بيشتر سكانس‌هاي اين كار در رستوران و محيط‌هاي اين چنيني مي‌گذرد، از هدايتي مي‌خواهم درباره وضعيت صدا و مشكلاتي كه گروه او در زمينه صدابرداري با آن مواجه بوده‌اند صحبت كند.

او معتقد است كار در لوكيشن‌هاي واقعي هميشه مزاحمت‌هاي صدايي را به همراه داشته است. او مي‌گويد: « مزاحمت‌هاي صدايي در همه جا وجود دارد. همه كارهايي كه ما در ايران انجام مي‌دهيم در لوكيشن‌هاي واقعي است و استوديوي خاصي براي انجام كارمان نداريم.»

به گفته هدايتي كار در خانه‌هاي واقعي، رستوران و باغ‌هاي واقعي و از اين دست، كنترل شرايط را از دست آنها به عنوان عوامل كار خارج مي‌كند. به اعتقاد او اين مساله براي گروه صدا چند برابر مشكل‌تر است. چون در كار تصويربرداري دوربين هر جايي را كه دوست دارد مي‌بيند و اين مشكلات براي آنها كمتر وجود دارد.

هدايتي مي‌گويد: «چون صدا از جاهاي مختلف پخش مي‌شود، كنترلش مشكل است و نمي‌توانيد آن طور كه دوست داريد محيط را براي كار آماده كنيد.»

او اضافه مي‌كند: «اينجايي هم كه ما كار مي‌كنيم، مزاحمت‌ها وجود دارد. بخصوص در فضاهاي خارجي و حتي داخلي. در فضاهاي داخلي كه پر است از يخچال‌ها و فريزهاي مختلف و دستگاه‌هايي كه در اين آشپزخانه تقريبا صنعتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. ما نمي‌توانستيم همه‌شان را خاموش كنيم چون بايد كار مي‌كردند. مواد فاسد شدني در آنها بود. در چنين جايي نگه داشتن ركورد اين جور صداها خيلي سخت است. چون نمي‌دانيد در فلان پلان كدام دستگاه روشن بوده و كدام خاموش.»

هدايتي معتقد است خيلي از انرژي عوامل گروه صدا، صرف كنترل اين جور صداها مي‌شود. به گفته او بايد اين صدابرداري‌ها طوري انجام شود كه در زمان مونتاژ، كار كمترين پرش‌هاي صدايي را داشته باشد.

او اضافه مي‌كند: «سر هر كاري كه مي‌رويد اين مزاحمت‌ها وجود دارد. چون ما داريم در لوكيشن‌هاي واقعي كار مي‌كنيم. مردم هم بايد كار خودشان را بكنند. ماشين‌ها بايد حركت كنند و رستوران هم كار خودش را انجام بدهد. اين چيزها را نمي‌شود متوقف كرد، چون در اختيار ما نيست. اين مشكل بزرگ كارهاي ما در لوكيشن‌هاي واقعي است .»

مسعود كراني، مدير تصويربرداري اين سريال درباره تفاوت‌هايي كه كار در اين سريال براي كار تصويربرداري‌اش داشته است، مي‌گويد: «كارها معمولا يك جور هستند. بسته به سناريو هر كدام در ژانر مشخصي قرار مي‌گيرند. به اين ترتيب مشخص مي‌شود چه لوكيشني انتخاب خواهد شد و كار ما به عنوان تصويربردار هم در همان حيطه تعريف مي‌شود.»

او معتقد است آنچه كارهاي مختلف را از هم جدا مي‌كند، تفاوت سناريوهاست. يعني سناريوست كه لوكيشن‌ها را تعيين مي‌كند و بر همان اساس تنوع تصويري و مزاحمت‌هاي صدايي يا از اين دست به وجود مي‌آيد، يا از بين مي‌رود.

كراني در ادامه اضافه مي‌كند: « اين كار ويژگي خاصي از نظر كار تصويربرداري ندارد. هر كاري ويژگي‌هاي خودش را دارد كه آن كار را منحصر به فرد مي‌كند. يعني همه كارها از اين نظر خاص هستند.»

فضاي رستوران يكي از اصلي‌ترين لوكيشن‌هايي است كه در اين سريال 30 قسمتي حضور خواهد داشت. خيلي از اتفاقات در رستوران مي‌افتد و همين مساله مي‌تواند تنوع فضا و تصوير را از بين ببرد. كراني در اين باره مي‌گويد: «سعي ما بر اين است كه فضا را با قاب‌بندي‌اي كه مي‌كنيم و با كار نوري كه انجام مي‌دهيم، يك جوري دلپذير كنيم كه زياد اذيت نكند. با اين تمهيدات، كار را از آن حالت يكنواخت كه مي‌گوييد در مي‌آوريم. البته تا جايي كه دانشمان اجازه مي‌دهد.»

كراني كه پيش از اين هم با هنرمند همكاري داشته است يكي از دلايلش براي پذيرفتن اين كار را، شناختي كه از محمدرضا هنرمند داشته عنوان مي‌كند و مي‌گويد: «به اعتقاد من، هنرمند همه مشخصاتي كه يك نفر به عنوان كارگردان بايد داشته باشد تا از كار كردن با او لذت ببرد را دارد.»

او با تاكيد بر اين‌كه كار سينما يك كار گروهي است، مي‌گويد: «من به تنهايي هيچ كاري نمي‌توانم بكنم، همه مان اين طور هستيم؛ مثل حلقه‌هاي زنجيري كه به هم وصل مي‌شود و كارمان را انجام مي‌دهيم. اين تعاملي كه بين بچه‌هاي اين گروه وجود دارد نتيجه اين تفكر است.»

او در ادامه، درباره وظايفش به عنوان مدير فيلمبرداري اين سريال مي‌گويد: «زماني كه به من مي‌گويند مدير فيلمبرداري، يعني محدوده وظيفه من مشخص است. به عنوان فيلمبردار كه كارش مشخص است، اما يك مدير فيلمبرداري كارش ارتباطي است كه با گروه‌هاي ديگر مي‌گيرد. يعني با مدير صحنه، مدير صدا، تداركات، توليد و همه تا نتيجه اين تعامل يك كار گروهي باشد كه همه بتوانيم براحتي كارمان را انجام بدهيم و در خدمت هم باشيم.»

او با اعتقاد به اين‌كه در اين كار چنين فضايي وجود دارد، مي‌گويد: «اين اتفاق خوب به دو دليل خيلي مهم افتاده است. ما يك كارگردان خيلي خوب داريم و يك تهيه كننده بسيار خوب. اين باعث مي‌شود مسير براي ما بدون مشكل و پاكسازي شده باشد و ما بتوانيم در يك جاده صاف و بي دست انداز راه برويم.»

با تمام شدن فيلمبرداري سريال در آبان امسال، راه چندان زيادي تا رسيدن به زمان پخش آن از شبكه اول صدا و سيما باقي نمي‌ماند. چرا كه تدوين اين كار همزمان با ضبط، توسط امير پور عباس در استوديو «پر» انجام مي‌شد و مي‌شود. امين هنرمند هم موسيقي اين كار را مي‌سازد.

محمدرضا هنرمند، كارگردان با سابقه آشپزباشي، يكي از كارگردان‌هاي معروف تلويزيون است. هنرمند متفاوت از ديگران نگاه مي‌كند و براي همين هم هست كه كارهايش متفاوت از ساخته‌هاي معمول تلويزيون است. او به سليقه و ذوق بيننده تلويزيوني احترام مي‌گذارد و تلويزيون را به عنوان رسانه‌اي تاثير گذار بخوبي مي‌شناسد.

آشپزباشي هنرمند، اين بار آدم‌هايش را از جاي ديگري انتخاب كرده و مقابل دوربين سيما گذاشته است. اين آدم‌ها قرار است در يك سريال 30 قسمتي دغدغه اصلي كاري و خانوادگي‌شان رستوراني باشد كه هر دو همسر اداره‌اش مي‌كنند. آشپزباشي اين بار قرار است از فضاهاي هميشگي تلويزيون كمي دورمان كند.

پرويز پرستويي و فاطمه معتمد آريا هم بعد از كارهاي موفقي مثل مرد عوضي، عزيزم من كوك نيستم و سريال زيرتيغ، حالا بي‌شك مي‌توانند يك زوج هنري موفق ناميده شوند. آنها در سريال آشپزباشي هم در مقابل هم خواهند بود و حالا اين سريال امكان تازه‌اي است براي تماشاگران تلويزيون كه بازيگران خوب را در يك فيلمنامه خوب و با يك كارگرداني خوب در سريالي با درجه الف تماشا كنند. فيلمنامه آشپزباشي را اصغر عبدالهي، امير حسين جهدوست و امير عباس ترابي به طور مشترك نوشته‌اند. اين سريال قرار است در 30 قسمت 45 دقيقه‌اي، به تهيه‌كنندگي جواد نوروز بيگي ساخته شود و احتمالا در پاييز امسال به مرحله پخش خواهد رسيد.

سميه مومني

منبع: جام جم

نوشته شده توسط s در 14:36 |  لینک ثابت   • 

جمعه دوم مرداد 1388

خرازي‌ها: «رستگاران» در جلب مخاطب ميليوني موفق است

يك منتقد گفت: «سيروس مقدم» بعد از كلي تجربه‌اندوزي در سينماي ايران با بياني پخته سوژه تكراري را با مهارت به تصوير كشيده و در جلب تماشاگران ميليوني موفق عمل كرده است

«شهرام‌خرازي‌ها» در گفت‌و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، در مورد سريال «رستگاران» ساخته سيروس مقدم، گفت: در مجموع، اوج و فرودهاي قصه سريال «رستگاران» به گونه‌اي تنظيم شده است كه تماشاگر را ترغيب به تعقيب ماجراها مي‌كند، عليرغم پرتعدد بودن شخصيت‌ها، بيننده با تمركز كافي وقايع مربوط به هر يك از كاراكترها را پي مي‌گيرد و به نظر مي‌رسد كه فيلمنامه‌نويس در لابلاي شخصيت‌ها گم نشده است اگر چه برخي از كاراكترها بسيار كليشه‌اي پرداخت شده‌اند از جمله كاراكتر، دختر عصيانگر، زن جستجوگر، مردثروتمند ورشكسته و...اما با اين وجود آنقدر فاكتورهاي جذاب براي آنها در نظر گرفته شده كه تكراري به نظر مي‌رسد.
خرازي‌ها تصريح كرد: ضعيف‌ترين كاراكتر اين مجموعه شخصيت پليس اداره آگاهي كه بيش از حد خشك، بي احساس به نظر مي‌رسد، ژست‌هاي هنرپيشه ايفا گر اين نقش بسيار توي ذوق زننده است و انگار كه تحت‌تأثير نقش آفريني هنرپيشگان آمريكايي است. به نظر مي‌رسد كه لحظه‌هاي مرده و بي‌نقص در اين سريال چندان زياد نيست، پازل پيچيده‌اي كه كارگردان و سناريست در مرز ديد بينندگان تلويزيون قرار داده‌اند به تدريج، با ظرافت به شكل نهايي نزديك مي‌شود و از حالا، مي‌توان حدس زد كه مطابق روال جاري و طبق انتظار آخرين پازل در فينال سريال «رستگاران» در كنار قطعات ديگر خواهند نشست و پرده از ماجراي اصلي برداشته خواهد شد.
وي همچنين در مورد بازي‌ها، افزود: بازيگري «عاطفه‌نوري» عليرغم اينكه در رل دخترهاي عاصي و پرخاشگر حسابي جا افتاده اما به نظر مي‌رسد كه هر بار در بازي او نكات و امتيازات تازه‌اي وجود دارد كه سبب مي شود تماشاگر او را در اين قالب كليشه‌اي بپذيرد و زهر تكرار از بازي ايشان زدوده گردد، او هنرپيشه توانايي است كه حتي غير از اين نيز درخشيده است،در بازي «پوريا پورسرخ» نكته خاصي مشهود نيست و او مثل هميشه به ايفاي نقش مي‌پردازد و چاشني اغراق را زمينه كار خود كرده است، «آتيلا پسياني» هم همين طور، «روناك يونسي»با اين سريال در نقش زني ستمديده اما مصمم تثبيت مي‌شود و در بسياري از لحظات زير و بم‌هاي نقش و نوع بازيگري او ياد آور فيلم «گرگ و ميش» ساخته قاسم جعفري است.
وي اظهار داشت: خط قصه سريال «رستگاران» بسيار شبيه چند كار «بهرام بيضايي» با محوريت زني در جستجوي همسر خويش است و مشخصاً خط داستاني اين سريال با سوژه محوري فيلم «سگ‌كشي» شباهت دارد. در هر دو اثر ما شاهد فرسودگي و تحمل مرارت‌هاي فراوان زني هستيم كه مكان‌هاي مختلف را براي يافتن همسر خود زير پاي مي‌گذارد در عين حال حضور «عاطفه‌نوري» در اين سريال و ايفاي نقش دختري عصيانگر به شباهت‌هاي سريال «رستگاران» با مجموعه‌هاي تلويزيوني اين بازيگر كه قبلاً در آن ايفاي نقش نموده دامن زده است، از جمله «دوران سركشي» ساخته كمال تبريزي و «نرگس» ساخته سيروس مقدم.
وي در ادامه در مرد مسائل فني سريال «رستگاران»، افزود: فضاسازي در اين سريال چندان چنگي به دل نمي‌زند به طور مثال: در خانه «قنبرخانم»، فضا و روابط انسان‌ها بسيار ايراني است و بالعكس در خانه «شايسته» و وكيل «صمصامي» او فضا بيش از حد مدرن و غربي است، انگار كه اين دو طبقه از آدم‌ها در دو كشور جداگانه زندگي مي‌كنند با اين وجود نمي‌توان منكر ظرافت خاص طراحي صحنه در كار خود لحاظ نموده شد، ارائه تصاوير شارپ با نورپردازي‌هاي هدف‌ساز، قاب‌بندي‌هاي هوشمندانه‌ از امتيازات سريال «رستگاران» است.
وي در پايان افزود: به هر حال «سيروس مقدم» بعد از كلي تجربه‌اندوزي در سينماي ايران با بياني پخته سوژه تكراري را با مهارت به تصوير كشيده و در جلب تماشاگران ميليوني موفق عمل كرده است.

نوشته شده توسط s در 11:18 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388

حامد کمیلی در وقتی نبودم

با نگاهي به خصوصيات روحي و رواني ايرانيان مقيم خارج از كشور؛
شبكه جهاني جام جم يك تله فيلم توليد مي‌كند

شبكه‌ي جهاني جام جم كه تاكنون اغلب به پخش توليدات شبكه‌هاي سراسري اقدام مي‌كرد، خود ساخت فيلم‌هاي تلويزيوني را در دستور كار قرار داده و تله فيلم توليد مي‌كند. بر اين اساس فيلم تلويزيوني «وقتي نبودم» با ملاحظه‌ي خصوصيات روحي و رواني ايرانيان مقيم خارج از كشور و متناسب با اهداف اين شبكه توليد مي‌شود.

به گزارش سرويس تلويزيون و راديو ايسنا، ساخت تله فيلم «وقتي نبودم» از 14 ارديبهشت ماه در شهر كاشان آغاز شده و در شهر‌هاي كاشان، ابيانه، قمصر و اطراف كاشان تصويربرداري مي‌شود. پيش‌بيني شده تصويربرداري اين تله فيلم تا اواسط خرداد ماه به طول بيانجامد.

داستان اين تله فيلم درباره‌ي مردي به نام پدرام است كه پس از 25 سال زندگي در خارج از كشور به زادگاهش كاشان بازمي گردد. او كه تنها فرزند خانواده است، در صدد فروش املاك به ارث رسيده از پدر و مادر مرحومش و برگشت به خارج از كشور است. اما در بدو ورودش اتفاقاتي ماجرا را برخلاف انتظارش پيش مي‌برد.

حامد كميلي،زيبا بروفه، محسن قاضي مرادي، طوفان مهرداديان و ميترا خواجه‌ئيان بازيگران اين فيلم هستند. زهره سيدي، سيد حسين آقاميري و ابوالفضل احمديان نيز بازيگران خردسال هستند.

عوامل اين تله فيلم عبارتند از:

كارگردان : داريوش ياري، نويسنده : پديده برومند، تهيه‌كننده: بهروز مفيد، دستيار اول كارگردان و برنامه ريز : قاسم انصاري بني، طراح صحنه و لباس : مهدي بداقي، مدير تصويربرداري : حميد رحيم زاده، مدير صدابرداري: سليم احمدي، چهره پرداز: آرمين اسماعيلي، منشي صحنه: غزل رشيدي، عكاس : مهرنوش دژبان، مدير تداركات: مجيد جناب، روابط عمومي: مرجان جنگلي و مدير توليد: علي خليلي، دستيار دوم كارگردان : فرامرز اسمعلي خاني، گروه تصويربرداري: افشين بندي، كسري كمالي، مجيد كريمي، علي داستار، گروه صدابرداري: ميثم معتمدي، گروه صحنه و لباس: عليرضا قاسمي پور، فرياد صالحي، مسوول لباس : فاطمه بازيار، گروه چهره پردازي: الهام رستمي، ميثم قراگوزلو، دستيار تداركات : حميد احمدي، خدمات: افشين منصوري

منبع: ایسنا

نوشته شده توسط s در 12:9 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم اردیبهشت 1388

گزارشی از سریال آشپزباشی

سوءتفاهم در آشپزخانه

دوچرخه ـ يك رستوران را در نظر بگيريد؛ اين رستوران را يك زوج موفق اداره مي كنند. اگر به سال ها قبل برگرديد، به روزي مي‌رسيد كه اين دو زوج كارشان را زير پله شروع كرده اند و به مرور موفقيت زيادي به دست مي‌آورند. اما هميشه يك دليل كوچك وجود دارد كه خوشبختي زير سؤال برود.

يك رستوران را در نظر بگيريد؛  اين رستوران را يك زوج موفق اداره مي كنند.

اگر به سال ها قبل برگرديد، به روزي مي‌رسيد كه اين دو زوج كارشان را زير پله شروع كرده اند و به مرور موفقيت زيادي  به دست مي‌آورند. اما هميشه يك دليل كوچك وجود دارد كه خوشبختي زير سؤال برود و در اينجا يك  سوء تفاهم كوچك است كه باعث دلخوري اين زوج مي‌شود.

مجموعه تلويزيوني «آشپزباشي»‌ اين روزها در تهران در حال تصويربرداري است. اين مجموعه به كارگرداني محمدرضا هنرمند و به تهيه كنندگي جواد نوروز بيگي است. اگر مجموعه «زير تيغ»‌ را ديده باشيد، اسم محمد رضا هنرمند برايتان آشناست. كارگردان با روايت زندگي تلخ دو دوست در اين مجموعه توانست مخاطبان زيادي را پاي تلويزيون بنشاند. حالا قرار است كه با ديدن زندگي دو زوج موقعيت‌هاي جالبي به تماشا گذاشته شود. به گفته روابط عمومي اين مجموعه، داستان كاملا واقعي است، اما موقعيت هايي كه افراد در آن قرار مي‌گيرند، طنز است و باعث خنده مي‌شود.تصوير برداري مجموعه آشپز باشي از 14 آبان آغاز شد و بنا به پيش بيني گروه تصوير برداري تا اواسط مردادماه به طول خواهد انجاميد.

علاوه بر تعداد زياد لوكيشن (محل تصويربرداري)، تعداد زياد هنرور (بازيگران نقش فرعي) و البته بازيگران حرفه‌اي هم به چشم مي خورند.  پرویز پرستویی، فاطمه معتمدآریا، مهراوه شریفی‌نیا، ملیکا شریفی‌نیا، فرهاد اصلانی، افسانه چهره‌آزاد، سیدمهرداد ضیایی، شبنم مقدمی، کاظم بلوچی، آشا محرابی و... در اين كار بازي مي‌كنند.

همزمان با تصویربرداری، امیر پورعباسی و آرش اسحاقی به ترتیب مشغول تدوین و صداگذاری هستند و امین هنرمند هم موسیقی متن این پروژه را می‌سازد.

فيلم نامه آشپزباشي ‌را اصغر عبداللهی، امیرحسین جهددوست و امیرعباس ترابی در 30 قسمت 45 دقیقه‌ای برای شبکه یک  نوشته اند. كه البته زمان پخش آن مشخص نيست.

گزارش از ندا انتظامی

منبع: ۳۰نما

نوشته شده توسط s در 13:0 |  لینک ثابت   • 

جمعه هجدهم بهمن 1387

کلاه قرمزی و پسرخاله نوروز 88 به تلویزیون می آیند

امين حيايي به پسرخاله و كلاه قرمزي پيوست

جام جم آنلاين: كلاه قرمزي و پسرخاله قهرمانان عروسكي كه كوچك و بزرگسال آنها را دوست دارند بعد از سال‌ها دوري از مردم، نوروز 88 بار ديگربه تلويزيون مي‌آيند تا خاطره خوب سال‌هاي گذشته را براي دوستداران خود زنده كنند. اين عروسك‌ها توانسته‌اند بازيگراني چون امين حيايي و باران كوثري را هم متقاعد كنند كه در اين مجموعه بازي كنند.
 
 
مجموعه كلاه قرمزي و پسرخاله به تهيه‌كنندگي حميد مدرسي در 15‌قسمت 30 دقيقه‌اي براي پخش از شبكه 2 سيما ديروز كليد خورد. سريال كلاه قرمزي و پسرخاله و يك عروسك جديد ــ كه هنوز نام آن افشا نشده است ــ را ايرج طهماسب كارگرداني مي‌كند و متن‌هاي آن را حميد جبلي و طهماسب نوشته‌اند. بازيگران ديگري كه در اين مجموعه بازي مي‌كنند عبارتند از: آتيلاپسياني، عليرضا خمسه و فلامك جنيدي.
 
منبع: جام جم
نوشته شده توسط s در 11:30 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سی ام مرداد 1387

سریال های ماه مبارک رمضان

امسال هم تلویزیون ۴ سریال مخصوص ماه مبارک رمضان رو در قالب ماورائه, اجتماعی و طنز تدارک دیده.  

شبكه اول: خواب‌زده

سيروس مقدم اين بار برزخ را به تصوير مي‌كشد.مجموعه تلويزيوني «خواب‌زده» را «سيروس مقدم» به تهيه‌كنندگي «مهران رسام» در قالبي ماورايي براي شبكه اول سيما كارگرداني مي‌كند. اين سريال در 26 قسمت 30 دقيقه‌اي توليد مي‌شود و در شب‌هاي احيا نيز به روي آنتن نخواهد رفت. اين سريال در تهران و البته شهرستان نور مازندران مقابل دوربين رفته است.درباره شباهت‌هاي اين مجموعه تلويزيوني با مجموعه تلويزيوني «اغماء» كه سال گذشته به كارگرداني «سيروس مقدم» از شبكه اول سيما پخش شد، بايد اشاره داشت اين دو سريال هيچ شباهتي با يكديگر ندارند و مضمون ماورايي دليل شباهت نيست. داستان «برزخ» همان‌طور كه از نامش پيداست در دوره عالم برزخ مي‌گذرد در حاليكه داستان سريال «اغماء» درباره شيطان بود. فيلمنامه مجموعه تلويزيوني «برزخ» را «عليرضا افخمي» با همكاري «عليرضا عبدالحسني» نوشته و بازيگراني چون افسانه بايگان، فرامرز قريبيان، پوريا پورسرخ، مهراوه شريفي‌نيا و... در آن ايفاي نقش مي‌كنند. داستان اين سريال درباره خانم وكيلي است كه يك شب خوابي عجبيب مي‌بيند. او در خواب خود گوشه‌هايي از عالم برزخ را مي‌بيند و پس از ديدن همين خواب است كه اتفاقات عجيب و غريبي در خانواده زن رخ مي‌دهد... آهنگساز اين مجموعه آريا عظيمي‌نژاد است.

شبكه دوم؛ مثل هيچ‌كس

مجموعه تلويزيوني «مثل هيچ‌كس» به كارگرداني «عبدالحسين برزيده» و تهيه كنندگي «محمدعلي اسلامي» براي پخش از شبكه دو سيما ساخته مي‌شود.

اين سريال تلويزيوني كه قالبي اجتماعي و خانوادگي دارد، اولين سريال مناسبتي امسال است كه با فيلمنامه‌اي از «علي‌اكبر محلوجيان»جلوي دوربين رفت و بازيگراني چون پروانه معصومي،حسين ياري، حميد ابراهيمي، جواد عزتي، شاهرخ استخري، رامين راستاد، ابراهيم ورزيده، اصغر همت، مهران رجبي، پرويز پورحسيني، نفيسه روشن، حنانه شعشعاني، عباس اميري، مرضيه لشگري، آتنه فقيه نصيري، مريم رهبري و سوگل طهماسبي در آن ايفاي نقش مي‌كنند.

همچنين«احسان خواجه اميري» تيتراژ سريال را با شعري از «افشين يداللهي» مي‌خواند و كار تدوين همزمان نيز توسط «بابك رضاخاني» در حال انجام است.

سريال «مثل هيچ‌كس» كه پيش از اين «داداشي» نام داشت، در 30 قسمت 35 دقيقه‌اي شب‌هاي ماه رمضان از شبكه دو سيما پخش خواهد شد و روايتگر داستان برادر بزرگ يك خانواده است كه همه او را «داداشي» صدا مي‌كنند. پدر خانواده فوت مي‌كند و مسئوليت داداشي در خانواده دوبرابر مي‌شود...

شبكـه ســوم؛ بزنـگاه

مجموعه تلويزيوني «بزنگاه» در 26 قسمت 35 دقيقه‌اي به كارگرداني «رضا عطاران» براي پخش از شبكه سه سيما ساخته مي‌شود.

اين مجموعه تلويزيوني مانند ساير كارهاي عطاران در قالب طنز ساخته مي‌شود و «ايرج محمدي» و «مهران مهام» تهيه‌كنندگان مجموعه ترانه مادري، تهيه اين سريال را هم برعهده دارند. فيلمنامه سريال نيز توسط «محمدرضا آريان» نوشته شده است.

مهران مهام تهيه‌كننده موفق سريال‌هاي تلويزيوني در چند سال اخير مي‌گويد: در اين سريال بازيگراني چون رضا عطاران، حميد لولايي، علي صادقي، گيلدا رنجبران، غلامرضا نيكخواه، مرجانه گلچين، محمود بهرامي و سوسن پرور ايفاي نقش مي‌كنند. او در ادامه گفت: اين سريال كه در قالب طنز به تصوير كشيده خواهد شد، روايت‌گر خانواده‌اي است كه پدرشان كه از نانوايان قديمي شهر است، فوت مي‌كند و پس از آن بر سر ارث و ميراث ميان اعضاي خانواده اختلاف ايجاد مي‌شود.

در سريال «بزنگاه» رضا عطاران در نقش يك معتاد بازي مي‌كند كه همسرش او و دخترش را به دليل اعتياد ترك كرده است. آهنگساز اين مجموعه حميدرضا صدري است.

شبكه تهران؛ مامور بدرقه

مجموعه تلويزيوني «مامور بدرقه» نيز سريالي با مضمون طنز است كه به كارگرداني «سعيد سلطاني» براي پخش از شبكه تهران ساخته مي‌شود.

تصويربرداري اين سريال به تهيه كنندگي «اسماعيل عفيفه» ديرتر از ساير آثار مناسبتي آغاز شد، ضمن اين كه سعيد سلطاني، براي اولين بار است كه مجموعه‌اي را در قالب طنز كارگرداني مي‌كند. داستان سريال «مامور بدرقه» توسط طرحي از «خشايار الوند» و فيلمنامه‌اي از «اميرعباس پيام» نوشته شده است.اين سريال در 27 قسمت 35دقيقه‌اي ساخته شده و داستان آن درباره يك مامور نيروي انتظامي است كه در مرحله بازنشستگي مامور مي‌شود كه مجرمي را تحويل بدهد، اما مجرم فرار مي‌كند و اين تعقيب و گريزها، با مضمون طنز در اين سريال به تصوير كشيده خواهد شد. در اين مجموعه تلويزيوني، بازيگراني چون سيروس گرجستاني، جواد رضويان، مهرانه مهين ترابي، بهاره رهنما، زهره مجابي، كيانوش گرامي و ...ايفاي نقش مي‌كنند.

آخرين كار «اسماعيل عفيفه» در مقام تهيه‌كننده، مجموعه تلويزيوني «ميوه ممنوعه» به كارگرداني «حسن فتحي» بود كه سال گذشته در ايام ماه رمضان از شبكه دوم سيما پخش شد. «سعيد سلطاني» نيز كارگرداني آثاري چون «شكرانه»، «پس از باران»، «سال‌هاي برف و بنفشه» و ... را در پرونده كاري خود دارد.
 
بابک کیوان
 
منبع: خانواده سبز
نوشته شده توسط s در 12:42 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم مرداد 1387

همه چیز در مورد سریال ترانه مادری

ترانه مادري و قربانيان جوان‌

Image

جام جم : نسل سومي‌ها، فعال و پر انرژي در شبكه‌هاي مختلف تلويزيوني حضور دارند. ديگر نمي‌توان گفت كه تلويزيون به جوان‌ها توجه نمي‌كند و آنها را به داستان‌هايش راه نمي‌دهد. از سريال طنز سه‌درچهار كه بگذريم كه چند جوان دانشجو و جوياي كار در آن قصه را پيش مي‌برند، سريال ترانه مادري كه اين روزها حسابي مردم را به ديدن خود مشغول كرده است هم با موضوع جوان‌ها ساخته شده است. اين سريال داستان يك خانواده است كه به دليل منفعت‌هاي شخصي از هم پاشيده شده‌است و مادر خانواده به عنوان بزرگ خاندان تلاش مي‌كند، بچه‌هاي خود را با هم آشتي دهد و آنان را با هم مهربان كند اما هر روز اختلافات خواهر و برادر شكل تازه‌تري به خود مي‌گيرد...
همان‌گونه كه مي‌بينيد اين ماجرا سوژه‌اي تكراري است كه سال‌هاست خوراك فيلم و سريال‌هاي تلويزيوني كشور ما را تامين مي‌كند و هميشه هم مشتريان پر و پا قرص خود را دارد. در ميان اين گونه آثار، سريال «پدرسالار» كه سال‌ها از ساخت آن مي‌گذرد از اعتبار بيشتري بين مخاطبان برخوردار است. اساس اين سريال اختلاف بين اعضاي يك خانواده بود كه پدر سرمنشاء آن بود و مادر تلاش مي‌كرد  به اين اختلافات پايان دهد. چند سال پيش هم سريال خانه پدري با موضوع  اختلاف خواهر و برادران يك خانواده بر سرفروش خانه پدري كه به آنها ارث رسيده بود، ساخته شد كه در آن سريال هم دانيال حكيمي نقش آدم بده را بازي مي‌كرد.

معمولا سريال‌هاي ملودرام خانوادگي بر اساس شخصيت‌پردازي پيش مي‌روند. در اين گونه سريال‌ها يك طرف آدم‌هاي خوب قرار دارند و يك طرف آدم‌هاي بد. اين خط كشي سياه و سفيد تكليف بيننده را با سريال مشخص مي‌كند، چون او از همان ابتدا مي‌داند كه بايد طرف چه كسي را بگيرد و از چه كس يا كساني بدش بيايد، البته اگر سريال خواسته باشد پيام اخلاقي خود را هم صراحتا به بيننده منتقل كند در اواخر قصه يكي از شخصيت‌هاي منفي و خيلي بد را متحول مي‌كند و او با پي بردن به اشتباهات خود به جمع آدم‌هاي خوب مي‌پيوندد.

سريال ترانه مادري هم از همين فرمول رايج استفاده مي‌كند. خواهر و برادري كه با يكديگر اختلاف دارند و وجود خانه پدري كه به اين اختلاف دامن مي‌زند و البته مادري دلسوخته و فداكار كه تمام تلاش خود را به كار مي‌گيرد تا اين اختلاف را به  نقطه پايان برساند .... اما چيزي كه تا حدودي اين فرمول رايج را در ترانه مادري به هم زده است، استفاده از دو جوان براي پيشبرد قصه و جذابيت بخشيدن بيشتر به داستان سريال است. اين استفاده هر چند در جهت جذب مخاطب و ارائه شخصيت‌هاي منفي جديد در تلويزيون هوشمندانه است، اما باعث شده  اين جوان‌ها كه هر دو پسر و دانشجو هستند به بازي خطرناكي كشيده شوند. بازي‌ كه با ترفند طرح و توطئه نويسنده سريال طراحي شده و چهره ناخوشايندي از نسل سومي‌هاي جامعه ما به تصوير مي‌كشد. از ابتداي سريال تكليف بيينده با بهرام و پدرش فرخ مشخص مي‌شود. آنها افراد سود جويي هستند كه براي رسيدن به خواسته‌هاي خود، با هم وارد معامله مي‌شوند. بهرام از پدر پول راه‌اندازي يك فست‌فود را مي‌خواهد و پدر در ازاي پرداخت اين پول از بهرام مي‌خواهد كه شرايط را به گونه‌اي پيش ببرد كه عمه فرخنده و پسرش پويا  كه براي تحصيل او در دانشگاه از اهواز به تهران آمده‌اند و در خانه پدري كه فرخ براي فروش آن نقشه‌هاي زيادي كشيده است ساكن شده‌اند  از آن خانه بروند. نقشه اين پدر و پسر ناجوانمردانه پيش مي‌رود و بهرام در لباس بره، اما در اصل در نقش يك گرگ وارد عمل مي‌شود و قدم به قدم نقشه پدرش را اجرا مي‌كند،‌ اما در ميان اين توطئه كثيف، چهره‌اي كه از پويا ارائه مي‌شود، چهره‌اي كاملا يك سويه است كه وي را جواني ابله و ندانم كار نشان مي‌دهد كه با ديدن كلان شهري چون تهران و دانشگاهي كه دختران و پسران در كنار هم درس مي‌خوانند هل مي‌كند و به يكباره  به تمام قواعد زندگي خانوادگي پشت پا مي‌زند و در اولين قدم عاشق مي‌شود و ديگر دوست ندارد  با پدر و مادر خود زندگي كند و هوس مي‌كند مستقل شود.

بحران‌هاي دوران بلوغ وسركشي نوجواناني كه پا به دوران پرافت و خيز جواني مي‌گذارند، مي‌تواند سرمنشأ ساخت فيلم‌ها و سريال‌هاي آموزشي موثري شود، اما پويا در سريال ترانه مادري اين دوران را پشت سر گذاشته و وارد دانشگاه شده است. اگر او جوان سركشي بود و نوع تربيت مادرش را دوست نداشت مسلما در دوراني كه وارد دبيرستان مي‌شد، طغيان خود را نشان مي‌داد و آن‌گونه درس نمي‌خواند كه با نمرات عالي وارد دانشگاه شود.مادر پويا به معناي واقعي كلمه مادر است، مادري كه فقط يك پسر دارد و تمام توجه خود را معطوف او كرده است، اما در سريال ترانه مادري معلوم نيست كه نوك پيكان انتقاد به سمت چه كسي است. فرخنده كه شايد آنقدردر تربيت فرزند خود سخت‌گيري كرده كه باعث عقده‌اي شدن پويا شده و يا رفتار غير طبيعي پويا كه تمام زحمات مادر و پدر را به يك باره به باد مي‌دهد و ذاتا آن چيزي نيست كه نشان مي‌دهد و يا بهرام كه  در توطئه نابودي خانواده عمه با پدر خود همراه شده است! تا اينجاي سريال اكثر شخصيت‌ها بد هستند و شخصيت‌هايي چون مادر بزرگ و سميرا كه تلاش مي‌كنند خوب باشند، فقط در حد شعار مانده‌اند و مدام به يكديگر گوشزد مي‌كنند  بايد اعضاي خانواده را باهم آشتي دهند.مي گويند آدم‌هاي بد، موتور قصه هستند، اما آدم‌هاي بد ترانه مادري دو جوان هستند كه فداي افكار بزرگترها شده‌اند. بهرام را بيننده تا حدودي مي‌تواند بپذيرد، اما پويا اگر نمادي از جوان‌هاي موفق امروزي باشد، قابل پذيرش نيست. حضور اين گونه جوان‌هاي موفق آنقدر در تلويزيون ما و سريال‌هاي نمايشي كم رنگ است كه بيننده دوست ندارد يكي از آنها هم كه به سريالي راه يافته است، منفي جلوه كند.ترانه مادري هر شب غير از تعطيلات ساعت 23 از شبكه 3 سيما پخش مي‌شود.

طاهره آشياني‌

منبع: جام جم

-----------------

نگاهي به سريال ترانه مادري
ترانه اي براي هيچ كس

 

ايزد مهرآفرين
گروه فرهنگي- سوژه هاي مريوط به جوانان و نسل سومي ها هميشه از سوژه هاي مورد علا‌قه فيلمسازان و فيلمنامه نويسان در كشور ما محسوب مي شود. بخش اعظم اين علا‌قه مربوط مي شود به جذابيتي كه به واسطه حاشيه ها خط شكني ها و مشكلا‌تي است كه اين نسل همواره با آن درگير است.اين روز ها هم سريال ترانه مادري كه حسابي مردم را به ديدن خود مشغول كرده است هم با موضوع جوان‌ها ساخته شده است. اين سريال داستان يك خانواده است كه به دليل منفعت‌هاي شخصي از هم پاشيده شده‌است و مادر خانواده به عنوان بزرگ خاندان تلا‌ش مي‌كند، بچه‌هاي خود را با هم آشتي دهد و آنان را با هم مهربان كند اما هر روز اختلا‌فات خواهر و برادر شكل تازه‌تري به خود مي‌گيرد... در اين بين هم رابطه عشقي پسرها شده قوز بالا‌ قوز خانواده.
همان‌گونه كه مي‌بينيد اين ماجرا داستاني كليشه اي دارد كه سال‌هاست خوراك فيلم ها و سريال‌هاي تلويزيوني كشور ما را تامين مي‌كند. اما چيزي كه شايد دراين وسط كمي مي توانست تازه وجذاب باشد همان رابطه قوز بالا‌ قوز بچه هاست.

تكرار تجربه <نرگس> با <ترانه مادري>
قبل از پخش سريال نرگس كه هر شب از شبكه سه سيما پخش مي شد، توليد مجموعه اي ملودرام براي پخش هر شبي، مديران سيما را با شك و ترديدهاي متعددي همراه ساخت. اما تجربه <نرگس> نشان داد كه به جز مجموعه هاي طنز، مجموعه هاي ملودرام نيز قادر خواهند بود هر شب پخش شوند و موجي از مخاطب را به همراه داشته باشند؛ موجي كه با حاشيه هاي جانبي آن، مديران سيما را محتاط تر كرد. شبكه سه سيما كه با پخش سريال هر شبي<نرگس> به كارگرداني سيروس مقدم موفق به جذب مخاطبان بي شماري در طول تابستان دو سال پيش شد، اين بار تصميم به تكرار همان تجربه با سريال 50 قسمتي <ترانه مادري> گرفته است. مسعود بهبهاني نيا در مقام نويسنده و مهران مهام و ايرج محمدي در مقام تهيه كنندگان از عوامل مشترك اصلي دو ملودرام هر شبي شبكه سه سيما هستند. با اين تفاوت كه بهبهاني نيا سريال <نرگس> را در مدت زماني حدود دو سال نوشته و سريال<ترانه مادري> زماني حدود دو ماه را تاكنون به خود اختصاص داده است. ‌

دور زدن خط قرمزها
در اين كه طرح يك سري از مسائل و معضلا‌ت اجتماعي در قالب سينما و تلويزيون و حتي تئاتر در كشور ما همچنان يك تابو است و پرداختن به بعضي از موضوعات با خط قرمزهاي فراواني مواجه مي شود شكي نيست. اما بعضي از نويسندگان و هنرمندان با استفاده از شگردها و تمهيدات خاص خود قبح اين قضيه را شكسته و خط قرمزها را ناديده يا به نوعي بهتر است يگوييم كه خط قرمزها را دور مي‌زنند به جاي اينكه بخواهند پايشان را از آن عبور دهند. ‌
راه حل اين موضوع هم خوب اين است كه در نهايت همه چيز به معنويت و خوبي ختم مي شود و يار و اگر در طول قصه اي كه هيچ نشانه اي از معنويت درآن ديده نمي شود هرخبطي بكند مهم نيست چون هميشه يك كارگردان يا نويسند ه اي هست كه آن را نجات دهد وتوبه اش را بپذيرد يا توجيه كند. ‌
يك نمونه اش هم سريال "خط قرمز" قاسم جعفري است.كه همانگونه كه از نامش پيداست در زمان پخش خود خط قرمزهاي را هم براي جذب مخاطب شكست در طول پخش سي قسمت اين سريال كاركترهاي اين سريال هر كاري كه مي خواستند مي كرند دزدي،فرار از خانه،اعتياد،آدمكشي و...اما اما به نا گه در قسمت سي ام همه از كارهاي خود پشيمان شده و احساس ندامت مي كنند.براي توجيه اين توبه هم حتما به يك پير ريش سفيد نياز است كه همان عمو رحمان جنگلي است.حال بماند كه تماشاگر سي قسمت با اين كاركترها ارتباط برقرار كرده و آنهار ا پذيرفته است حالا‌ چگونه مي تواند تغيير 180درجه اي آنهار ا هضم كندو بپذيرد.
سريال "ترانه مادري"هم كه اين شب ها در حال پخش است از چنين ويژگي برخوردار است. يعني موضوعي را مطرح مي كند كه در حال حاضر يكي از دغدغه هاي مهم خانواده هاي ايراني است.

ايجاد رابطه دختران و پسران جوان و نوجوان در قالب يك درام خانوادگي
طرح اين موضوع و موضوعات شايد در نوع خود جالب ،جذاب و آموزنده باشد ولي بايد از سازندگان اين گونه آثار پرسيدكه توليد ، تهيه و طرح چنين موضوعاتي به چه قيمتي و چگونه بايد باشد؟
آيا صرفا بايد به طرح اين موضوع يا موضوعات اكتفا كرد و يا مهمتر از آن چگونه طرح كردن ونشان دادن اين موضوعات است؟ ‌
يكي نيست بگويد خدا بيامرز درست است مي گويند"ايران كشوري است كه دانشجوهاش تو پارك درس مي‌خونن و تو دانشگاه عاشق مي‌شن" ولي ديگر نه به اين شوري!
هرگز قصد زير سوال بردن تلا‌ش عوامل اين مجموعه را ندارم ولي يك نمونه از صحنه هاي اين فيلم را مثال مي زنم .
دختره خجالت نمي‌كشه رفته به طرف مي‌گه شما چرا مثل پسردايي‌تون رمانتيك نيستيد؟! يا پسره عينكي كه حتما بايد عينك داشته باشد تا ما بفهميم كه بچه مثبته،رفته جلوي دختره كه سن مادرشو داره ميگه با من ازدواج ميكني؟
اصلا‌ نمي‌دونم چه‌جوري همه از روز اول شماره‌تلفن هم‌ديگه‌رو داشتن! پدران و مادران بنده‌ خداچي فكر مي‌كنند! ‌
نمي‌خواهم طرفداري بي‌خود بكنم.اگر چه عده اي معتقدند، "دانشجوي ايراني: عاشق تخم‌مرغ است! سركلا‌س عمومي چرت مي‌زند و سر كلا‌س اختصاصي جزوه مي‌نويسد! سياسي نيست ولي سياسي‌ها را دوست دارد. معمولا‌ ليگ تمام كشورها را دنبال مي‌كند! عاشق عبارت "خسته نباشيد" است، البته نيم‌ساعت مانده به آخر كلا‌س! هر روز دوپرس از غذاي دانشگاه را مي‌خورد و هر روز به غذاي دانشگاه بدوبيراه مي‌گويد! او سه‌سوته عاشق مي‌شود! اگر با اولي ازدواج كرد كه كرد، والا‌ سيكل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تكرار مي‌شود! جزء قشر فرهيخته‌ جامعه محسوب مي شود ولي هنوز دليل اين موضوع مشخص نشده؛ كه چرا صاحب‌خانه‌ها جان به عزرائيل مي‌دهند ولي خانه به دانشجوي پسر نمي‌دهند! او چت مي‌كند! خيابان متر مي‌كند! نسل دانشجوي ايراني درس‌خوان در خطر انقراض است"! ولي فكر نمي‌كنم طرح اين موضوعات با اين روش بزرگ‌نمايي بتواند به بهتر شدن و بالا‌تر رفتن سطح كيفي دانشگاه و خانواده ها كمكي بكند. ‌
بحران‌هاي دوران بلوغ وسركشي نوجواناني كه پا به دوران پرافت و خيز جواني مي‌گذارند، مي‌تواند سرمنشأ ساخت فيلم‌ها و سريال‌هاي آموزشي موثري شود، اما پويا در سريال ترانه مادري اين دوران را پشت سر گذاشته و وارد دانشگاه شده است. اگر او جوان سركشي بود و نوع تربيت مادرش را دوست نداشت مسلما در دوراني كه وارد دبيرستان مي‌شد، طغيان خود را نشان مي‌داد و آن‌گونه درس نمي‌خواند كه با نمرات عالي وارد دانشگاه شود.مادر پويا به معناي واقعي كلمه مادر است، مادري كه فقط يك پسر دارد و تمام توجه خود را معطوف او كرده است، اما در سريال ترانه مادري معلوم نيست كه نوك پيكان انتقاد به سمت چه كسي است. فرخنده كه شايد آنقدردر تربيت فرزند خود سخت‌گيري كرده كه باعث عقده‌اي شدن پويا شده و يا رفتار غير طبيعي پويا كه تمام زحمات مادر و پدر را به يك باره به باد مي‌دهد و ذاتا آن چيزي نيست كه نشان مي‌دهد و يا بهرام كه در توطئه نابودي خانواده عمه با پدر خود همراه شده است!
تا اينجاي سريال اكثر شخصيت‌ها بد هستند و شخصيت‌هايي چون مادر بزرگ و سميرا كه تلا‌ش مي‌كنند خوب باشند، فقط در حد شعار مانده‌اند و مدام به يكديگر گوشزد مي‌كنند بايد اعضاي خانواده را باهم آشتي دهند.مي گويند آدم‌هاي بد، موتور قصه هستند، اما آدم‌هاي بد ترانه مادري دو جوان هستند كه فداي افكار بزرگترها شده‌اند. بهرام را بيننده تا حدودي مي‌تواند بپذيرد، اما پويا اگر نمادي از جوان‌هاي موفق امروزي باشد، قابل پذيرش نيست. حضور اين گونه جوان‌هاي موفق آنقدر در تلويزيون ما و سريال‌هاي نمايشي كم رنگ است كه بيننده دوست ندارد يكي از آنها هم كه به سريالي راه يافته است، منفي جلوه كند.ترانه مادري هر شب غير از تعطيلا‌ت ساعت 23 از شبكه 3 سيما پخش مي‌شود.

منبع: سیاست روز

نوشته شده توسط s در 12:58 |  لینک ثابت   • 





Powered by WebGozar



ترجمه قالب
رضا امین زاده
 
Powered By
BLOGFA.COM